برپایی نمایشگاه کتاب آفتاب بر نی در کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور


حضور مسئول و کتابدار کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور، رئیس اداره و رابط فرهنگی کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر و مدیرعامل انجمن خیرین کتابخانه ساز شهرستان قائم شهر مورخه 97/1/30 در مراسم افتتاحیه موسسه فرهنگی هنری آهنگ رشد فردای روشن باحضور مسئولین و اصحاب رسانه و اهدای 100نسخه کتاب کودک توسط اداره کتابخانه های عمومی و انجمن خیرین کتابخانه سازبه موسسه و قول همکاری و تعامل هرچه بیشترکتابخانه های عمومی وموسسه جهت رشد و ترویج فرهنگ کتابخوانی در کودکان سرمایه های آینده

حضور مسئول و کتابدار کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور، رئیس اداره، رابط فرهنگی کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر و مدیرعامل انجمن خیرین کتابخانه ساز شهرستان قائم شهر مورخه 97/1/30 در مراسم افتتاحیه موسسه فرهنگی هنری آهنگ رشد فردای روشن با حضور مسئولین و اصحاب رسانه و اهدای 100نسخه کتاب کودک توسط اداره کتابخانه های عمومی و انجمن خیرین کتابخانه ساز به موسسه و قول همکاری و تعامل هرچه بیشتر کتابخانه های عمومی و موسسه جهت رشد و ترویج فرهنگ کتابخوانی در کودکان سرمایه های آینده .




|
ردیف |
برگزارکننده |
نام برنامه |
زمان |
|
1 |
کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر |
برگزاری نشست جمع خوانی از کتاب های کتابخوان اسفند ماه |
26 فروردین ساعت 9 |
|
2 |
کتابخانه عمومی قائم آل محمد ( عج ) |
نشست کتابخوان مدرسه ای |
26 فروردین ساعت 9 |
|
3 |
کتابخانه عمومی جمشید احمدی شهرستان قائم شهر |
برگزاری نشست حافظ خوانی |
26 فروردین ساعت 10 |
|
4 |
کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر |
مسابقه خلاصه نویسی از کتاب محمد پیامبر ی که باید از نو شناخت برای گروه سنی متوسطه |
26 فروردین ساعت 11 |
|
5 |
کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر |
اولین جلسه کمیته فرهنگی |
26 فروردین ساعت 12 |
|
6
|
کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر |
برگزاری کلاس قرآن و احکام |
27فروردین ساعت 10 |
|
7 |
اداره کتابخانه های عمومی شهرستان قائمشهر با همکاری اداره بنیاد شهید شهرستان قائمشهر |
دیدار با خانواده معظم شهدا |
27 فروردین ساعت 11 |
|
|
کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر |
اولین جلسه کمیته آموزشی |
27 فروردین ساعت 12 |
|
8 |
کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر |
برگزاری نشست روخوانی از کتاب های کتاب خوان فروردین ماه |
27 فروردین ساعت 16 |
|
9 |
کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر |
برگزاری کلاس نقاشی و طراحی |
28 فروردین ساعت 9 |
|
10 |
کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر |
برگزاری کلاس شعر و قصه خوانی |
28 فروردین ساعت 10 |
|
10 |
کتابخانه عمومی جمشید احمدی شهرستان قائم شهر |
برگزاری تفسیر نهج البلاغه |
29 فروردین ساعت 11 |
|
11 |
کتابخانه عمومی قائم آل محمد (عج) و کتابخانه عمومی روستایی شهید حسینعلی رستگار قادیکلای بزرگ شهرستان قائم شهر |
سیر مطالعاتی |
29 فروردین ساعت 11 |
|
12 |
کتابخانه عمومی جمشید احمدی شهرستان قائم شهر |
برگزاری کارگاه مهارت های زندگی |
30 فروردین ساعت 9 |



"شما که غریبه نیستید" عنوان زندگینامه ی هوشنگ مرادی کرمانی، از نویسندگان بزرگ ادبیات کودکان ایران است که به صورت خاطره نویسی به ترتیب زمان به وسیله خود ایشان نوشته شده است.
بیشتر رویدادهایی که در زندگی روای پیش می آید سخت و تأثیر گذار است و سخت تر از آن ها ضربه های عاطفی است که به او وارد می شود. اما راوی در آن فضایی که فقر مادی و فقر فرهنگی به هم آمیخته است به روش های گوناگون سهم خودش را از زندگی می گیرد. با شیطنت ها و بازی هایی که گاه آزار دهنده اند به زندگی سخت و محیط یکنواخت و خسته کننده ی خود تنوع می بخشد. گاه نیز در دنیای خیال خود را ارضا می کند. خواندن و نوشتن بهترین سرگرمی اوست. او در سیرج، کرمان، یتیم خانه و ... راه و رسم زندگی را می آموزد و تسلیم شرایط نمی شود و در هر حالتی به فکر هدف خویش است. نوجوانان در همانند سازی با این نویسنده ی مشهور کشورمان می آموزند که بایستی با ناملایمات زندگی خلاقانه و فعال کنار آمد.
خواندن این زندگینامه الگویی در اختیار نوجوانان می گذارد که با همه ی رنج ها و ضربه های عاطفی راه خود را طی می کند و به موفقیت می رسد و اعتبار اجتماعی دلخواه خود را بدست می آورد و به آنان فرصت همانند سازی با شخصیتی را می دهد که هدفی والا دارد و در راه آن همه سختی ها را تحمل می کند.
شما که غریبه نیستید در سال ۱۳۸۴ برگزیده شورای کتاب کودک و در ۲۰۰۶ در کاتولوگ کلاغ سفید کتابخانه بین المللی کودکان معرفی شده است.
برای نوجوانان معمولاً زندگی نامهها هیجانانگیزند. این کتاب ها، به نوجوانان در درك زندگی انسان ها و شیوهها ی متفاوت زندگی در موقعیت های مختلف و كنار آمدن با دشواری ها یاری می رسانند.
زندگی نامه پر است از شادیها، غمها، فرصتها و تهدیدها، موفقیتها و شكستها و به نوجوانان فرصت میدهد تا به تجربههای شان در زندگی دیگران شکل داستانی بدهند.
كتاب «شما كه غریبه نیستید» زندگی نامه خودنوشت نویسنده ی آشنای كودكان و نوجوانان، هوشنگ مرادی كرمانی، و برای نوجوانان دوره ی راهنمایی به بالا مناسب است. دانشآموزان كلاس چهارم و پنجم نیز اگر كتابخوان باشند میتوانند با این كتاب ارتباط برقرار كنند. این طرح یك پیشنهاد است. می توان با توجه به نیاز و پسند مخاطبان، بعضی از موارد را انتخاب کرد. ممكن است هر مورد در جایی كاربرد داشته باشد. پیشنهادها و انتقال تجربه های شما در ترو یج این كتاب و بازتاب واکنشهای مخاطبان، میتواند الهام بخش طرح های بعدی باشد.
مطالعه ی کتاب
از نوجوانان میخواهیم این كتاب را بخوانند، نكات جالب آن را یادداشت كنند و در پایان احساسشان را از خواندن این كتاب بنویسند تا با هم درباره ی آن گفت وگو كنیم.
این زندگی نامه دارای طرح، شخصیتپردازی، فضای داستانی و درونمایهای مناسب برای گفتوگو، كار هنری، نمایش خلاق و نوشتن و خیال پردازی است.
ـ گفتوگوی شفاهی
پرسشهایی را باید به گونه ای تنظیم کرد كه نوجوانان اطلاعات متن را از زاویههای متفاوت بررسی كنند.
ـ برای راه انداختن گفت و گو می توانید از فضایی كه زندگی نامه در آن اتفاق می افتد شروع كنید: وضعیت بهداشتی سیرچ چگونه بود؟ (کمک كنید تا وضعیت بهداشتی روستا را به یاد آورند) فیلم چه آموزشهای بهداشتی میداد؟ آب آشامیدنی چگونه بود؟ بیماریها چگونه درمان میشدند؟ این پرسش و پاسخ ها به گفت و گو درباره ی پیشرفت و گسترش بهداشت و تأثیر آن در زندگی انسان ها میرسد. بیان خاطرات مروج یا معلم در این زمینه از گذشته معمولاً برای مخاطبان گیرایی دارد.
ـ از نوجوانان بخواهید حوادثی را كه در زندگی هوشو اتفاق افتاده بیان كنند. فرصت دهید هر كدام رو یدادی را به خاطر آورند و بیان كنند مانند مرگ مادر، جنون پدر، تنبیهها، مرگ آقابابا، مرگ ننهبابا، زندگی در كرمان و یتیمخانه و...
ـ از دانشآموزان بپرسید آیا فقط این رویدادها هوشو را رنج می داد؟ آن ها را هدایت كنید تا به ضربههای عاطفی و روحی پیوسته كه از سوی اطرافیان بر هوشو وارد میشد توجه كنند، از جمله جنون پدرش کاظم، که یك واقعیت عینی است، اما دائم پسر كاظم بودن را به رخ هوشو كشیدن و شیطنتهای كودكانهاش را به حساب این كه مثل پدرش است گذاشتن، از آن سختتر است، یافشارهای روحی ناشی از انگ سرخور و بدپیشانی به هوشو، اتاق در بسته ی مادر، حرف های زن عموی مادر در شهداد، و احساس سربار بودن، از تحمل فقر و نیازمندی سخت تر است.
ـ از دانشآموزان بپرسید هوشو با این رویدادهای تلخ و ضربههای عاطفی چگونه برخورد میكرد؟ آیا به او خیلی سخت میگذشت؟ فرصت دهید تا دانش آموزان، تفریحات و سرگرمی های هوشو را به یاد آورند: بازی آب و سبو، لیلا كور، راه اندازی رادیو سیرچ، بر بال خیال فراتر از محیط رفتن، ساختن قصههای تخیلی و... گفت وگو را هدایت كنید تا دانش آموزان به راه هایی كه این كودك سختی و یكنواختی زندگی را برای خودش قابل تحمل میكرد، توجه كنند و لا یههای درونی داستان را از آن بیرون بكشند.
ـ بپرسید چه كسانی بیشترین تأثیر را روی زندگی هوشو داشتهاند؟ از هر كس بخواهید برای نظر خودش دلیل بیاورد.
ـ بپرسید درونما یه ی اصلی این زندگینامه چیست؟ فرصت دهید همه ی كسانی كه مایل اند، نظرشان را بیان كنند.
ـ این پرسش میتواند گفت و گوی این بخش را تکمیل کند. آیا عنوان زندگی نامه درونمایه ی آن را میرساند؟ دلیل ارایه کنند.
ـ در پایان بپرسید هوشو چه و یژگی هایی داشت كه سبب موفقیت او شد؟ آن ها چگونه میتوانند از این ویژگی ها برای پیشبرد زندگی شان بهره بگیرند.
ـ كار هنری
دانشآموزان را به گروه های ۳ ـ ۴ نفری تقسیم كنید.
صحنههایی از كتاب را انتخاب كنید مثلاً بازی آب و سبو یا صحنه ی در بغل گرفتن نخل به جای مادر در شهداد. از هر گروه بخواهید دیوارنگارههایی كه نشانگر آن صحنهها باشند، بسازند.
ـ دیوارنگاره یا كتیبههایی درزمینه ی سنتهای پذیرایی عید، عروسی و درمان در این روستا تهیه كنند.
ـ از آن ها بخواهید كه هر گروه با گفت و گو و مشورت با یكدیگر در یك جعبه آینه، سیرچ (رودخانه، خانهها، سرو و ...) یا خانه ی هوشو را فضاسازی كنند.
ـ هر گروه یك نشر یه ی د یواری به نام «بهشت سخن» تهیه كنند.
ـ یك كتیبه (كتاب آكاردئونی) با نقاشی یا كلاژ درست كنند كه نشانگر روند زندگی مرادی كرمانی باشد.
ـ بروشورهایی طراحی و تهیه كنند كه در هر یك از آن ها روش درست كردن و كاربرد یكی از چیزهای قدیمی، مثل چراغ موشی، مركب و لیقه، كیف مدرسه، گچ و ...در روستا را بیان كنند.
ـ نمایش و نقش بازی
اجرا و جان بخشیدن به صحنههای زندگی نامه، به نوجوانان امكان تجربه ی هیجانهای آن را میدهد و سبب می شود واقعی بودن آن را بیشتر احساس كنند. در این زمینه می توان كارهای ز یر را انجام داد:
ـ از هر گروه بخواهید بخشی از كتاب را انتخاب كنند، آن را به شکل نمایشنامه درآورند و در كلاس اجرا كنند. (نظارت كنید موضوع تكراری انتخاب نكنند).
ـ از هر گروه بخواهید با توجه به برداشتی كه با خواندن كتاب از فضای سیرچ دارند، برنامه ای برای رادیو سیرچ تهیه و تنظیم، و بعد در كلاس اجرا کنند.
ـ به مخاطبان بگویید فرض کنند می خواهند در شبانه روزی كرمان نمایش بدهند. هر گروه نما یشنامه ایی تنظیم و اجرا كنند.
ـ از دو نفر داوطلب بخواهید در نقش هوشو و عمو قاسم به پرسش های دانشآموزان پاسخ دهند.
ـ از دانشآموزان بخواهید از صحنههای زندگی نویسنده كارتهایی تهیه كنند و دستورالعملهای نمایش را بارنگهای گوناگون پشت كارتها بنویسند. هر بازیگر كارت بازی خود را داشته باشدو برای تكمیل نمایش منتظر بازیگر قبلی خود بماند. یك برگ راهنمای مربی از صحنهها و نقشها تهیه كنند كه اگر احتیاج به كمك داشتند، رهبر گروه كمك شان كند.
ـ از دانشآموزان بخواهید هر كدام داوطلبانه در نقش یكی از شخصیتهای مهم، مثل ننه بابا، آقا بابا، عمو قاسم، عمو اسدالله، كاظم، ممصادق، آقای ایرانپور، محزونی ... درباره ی زندگی و كارهای خودشان حرف بزنند و توضیح دهند. نقد وبررسی شخصیتها، سبب گیرایی و لذتبخشی بیشتر داستان برای دانش آموزان میشود.
ـ می توانیدهر كدام از این شخصیتها را روی صندلی داغ بنشانید و به دانشآموزان فرصت دهید از آن ها سؤال كنند و جواب بشنوند.
ـ از دانشآموزان بخواهید روی نقشه ی ایران سیرچ، كرمان، شهداد و همه ی جاهایی را كه در كتاب نام برده شده اند مشخص كنند.
ـ از هر گروه بخواهید با توجه به اطلاعات كتاب، نقشه ی سیرچ و مسیر آن تا شهداد را بكشند.
ـ ایجاد انگیزه نوشتن
از دانشآموزان بخواهید احساسات هوشو را در نوجوانی فهرست وار بنویسند و با احساسات خودشان مقایسه كنند.
ـ از هر گروه بخواهید در گفت وگو با هم قصههایی را كه در این زندگی نامه آمده اند، به یاد بیاورند و هر گروه (بدون مراجعه به كتاب) ۵ قصه را انتخاب کنند، آن را بنویسند، به صورت كتاب در آورند و نامی برای آن انتخاب كنند:مثلا
قصه ی درویش هندی، گاو در یایی، شغال، شاهزاده و كره اسبش، قصه پیر غیب و پیر مراد، آقا بابا كه نخ از دستمالش آو یزان بود و...
ـ از هر دانش آموز بخواهید شرح روز اول مدرسه ی خودش را بنویسد و با روز اول مدرسه ی هوشو مقایسه كند.
ـ از دانش آموزان بپرسید اگر در سیرچ بودند، چه میكردند؟ آیا روند داستان تغییر می کرد؟
ـ از هر گروه بخواهید یك گفتوگو در ذهن خود باهوشنگ مرادی كرمانی تنظیم كنند، حرف هایش را آنگونه كه او را در كتاب شناختهاند، حدس بزنند و بنویسند.
ـ از آن ها بخواهید زندگی نامه ی د یگری از هوشنگ مرادی كرمانی از اینترنت یا جای دیگری به دست آورند و با این زندگی نامه مقایسه كنند.
ـ از دانش آموزان بپرسید اگر در سیرچ، با وضعیتی كه خواندهاند، به جای عمو قاسم معلم بودند، چه میكردند؟
در پایان، با کمک مخاطبان، دیگر آثار نویسنده را معرفی كنید و از دانش آموزان بخواهید آن ها را بخوانند.هر كدام خواندند به دیگران بگویند كه آیا میان دیگر آثار ادبی نویسنده و این كتاب وابستگی و ارتباطی وجود دارد یا نه؟ آیا نوشتهها یشان، شخصیت، احساسات و باورهای نویسنده را آشكار میكنند؟ توجه به این نكات سبب میشود مخاطبان به وضعیت اجتماعی و محیطی و مشكلات افراد هنگام داوری درباره ی آن ها توجه کنند.

زرتشتيان عموما از بزرگ و کوچک در اين روز به پرستشگاه میروند، اوستا میخوانند و به عبادت خدا میپردازند و برای شادی روان درگذشتگان جهت ساختمانهای همگانی و رفع احتياج نيازمندان با دادن پول يا مساعدتهای ديگر اقدام لازم را به عمل میآورند. نظير اين جشن در اديان ديگر نيز وجود دارد و آنرا جشن اموات میگويند. در نزد هندوان ستايش نياکان (pitara) شبيه فروردگان ايرانی میباشد.
رمها نيز ارواح مردگان را به اسم مانس، پروردگارانی تصور کرده و فديه تقديم آنها مینمودند و عقيده داشتند روح پس از به خاک سپردن بدن به يک مقام بلند میرسد و هر چند آرامگاه آنان در زمين است ولی قادر است در روی زمين نفوذ و تسلطی داشته باشد و به واسطه فديه و قربانی، توجه او را از عالم زبرين به سوی خود میکشيدند. ماه فوريه در قبرستانها عيدی برای مردگان میگرفتند و نياز مینمودند. در جشن فروردينگان پارسيان هند به آرامگاه میروند و در معبد آنجا چوب صندل بخور میدهند.
جشن فروردگان شبیه است به عيد. (taussaint)نزد عيسويان کاتوليک، اول ماه نوامبر عيد اموات شمرده میشود. در آن روز از درگذشتگان ياد نموده و مزار آنان را با گل میآرايند. زرتشتيان ايران در جشن فروردگان به آرام گاه درگذشتگان میروند و اوستا میخوانند و احسان و انفاق میکنند و بوهای خوش به آتش مینهند و هفت جور ميوه خشک از قبيل خرما، انجير، سنجد، کشمش و غيره- که در اصطلاح «لرک» نام دارد- تهيه میبينند و موبد بر آنها اوستا میخواند و پس از خواندن اوستا که در واقع تبرک میشود بين مردم تقسيم میکنند. علاوه بر لرک «ميزد» نيز برای انجام مراسم آماده میشود. «ميزد» عبارت است از ميوههای تر و خوراکیهايی است که برای تشريفات آفرينگان گذارده میشود.
در اين روز نان مقدس هم که «درون» نام دارد (در اوستا دره ئونه) میآورند و به مردم میدهند و علاوه بر اين نان ديگری که از روغن کنجد درست میشود و نان گرد است و به «سورک» معروف است آماده مینمايند. «سورک» مانند نان روغنی است که مسلمانان در جمعه آخر سال درست میکنند و مخصوصا در قبرستان میبرند و به مردم میدهند. در اين روز معمولا قسمتی از فروردين يشت و همچنين نمازهای ديگر را که به آفرينگان اردا فروش يا فروردينگان و آفرين بزرگان معروف است میسرايند. در اين جا لازم است ياد آور شويم موبدان و ساير زرتشتيان پيش از خواندن آفرينگان يا قسمتهای ديگر اوستا آداب طهارت به جا میآورند يعنی وضو میگيرند و دست و صورت میشويند که در پهلوی «پادياب» گفته میشود.
جشن فروردينگان بر تمام ايرانيان فرخنده باد و روان درگذشتگانتان شاد باد.

آلبوم تصا ویر شهید سید محمد باقر صدر
در 25 ذیقعده 1353 هجری قمری در خانواده ای اهل علم و تقوا، در شهر کاظمین، فرزندی به دنیا آمد که نامش را محمدباقر گذاشتند.
پدر ایشان مرحوم «سیدحیدرصدر» از نوابغ و شخصیت های برجسته ی شیعه در عصر خود به شمار می رفت. جدّ ایشان پس از ارتحال آیت الله شیرازی در عراق به مرجعیت عام رسید. او از علمای زمان خود و در تقوا بی نظیر بود. مادر گرامی اش دختر عبدالحسین آل یاسین از رجال مذهبی عراق و بانویی پرهیزگار بود. هنوز چند سالی از این تولد مبارک نگذشته بود، که سید محمدباقر صدر از نعمت وجود پدر محروم شد و سرپرستی وی بر عهده ی برادر بزرگوارش مرحوم حجت الاسلام اسماعیل صدر و مادر بزرگوارش قرار گرفت. در نوجوانی همراه برادرش عازم نجف اشرف شد. در یازده سالگی پس از آموختن منطق، به نقد کتب منطق گذشتگان پرداخت و سپس علم اصول را در محضر برادرش یاد گرفت و نقطه نظرات تازه ای در این زمینه عرضه کرد.
اوایل دهه ی دوم عمرش بود که بسرعت دروس سطح را با موفقیت پشت سرنهاد و در اواخر همین دهه به درجه ی اجتهاد مطلق نائل گردید. حضور در درس خارج علامه ی بزرگ «آیت الله العظمی سید ابوالقاسم آل یاسین» دایی بزرگوارش عرصه ی ظهور استعدادها و نبوغ این شخصیت عالی قدر بود و به همین سبب علامه ی بزرگ در محفل درسی خود که فضلا و علمای حوزه در آن شرکت می جستند، بعضاً به پاره ای از نظرات آیت الله صدر استناد می کرد.
ایشان از محضر اساتیدی چون آیات عظام سید محسن حکیم، سید محمد روحانی، شیخ صدرا بادکوبه ای ، مرحوم محقق شیخ حسین حلی و سید ابوالقاسم خویی در فراگیری علوم، بهره های فراوان برد و توشه های بسیار اندوخت.
در سال 1370 هجری قمری به درخواست آیت الله رمیثی حاشیه نویسی علمی و اجتهادی را آغاز کرد و این نوشته ها در حوزه های علمیه یکی از منابع مهّم مورد استفاده می باشد. در همان سال به تحریر کتاب غایة الفکر در علم اصول پرداخت و در این راه تا جایی پیش رفت که در سال 1373 هجری قمری از حضور در درس منع و در اصطلاح مستغنی از استاد شد و سرانجام پس از 18 سال تحصیل، به سال 1378 هجری قمری، به تدریس علم اصول فقه خارج مشغول شد و دوره اول آن را در سال 1391 هجری قمری به پایان رساند.
آیت الله سید محمد باقر صدر، درس خارج فقه را بر پایه ی متن عروة الوثقی عرضه کرد و با توجه به این که این علوم را با سبکی نو و با تحقیقات انجام یافته ی لازم مطرح می کرد، مجلس درسش رونقی شایسته یافت و مورد استقبال عموم اهل حوزه قرار گرفت.

تألیفات بسیار ارزشمند ایشان در علوم و زمینه های مختلف از جمله اقتصاد، فلسفه، تاریخ، بانکداری و ... حکایت از تبحر و نبوغ وی در علوم گوناگون دارد و فتاوی وی که با درخواست بسیاری از سازمان ها و کنگره های اسلامی در کتابی با عنوان « فتاوی الواضحه» منتشر شد با استقبال بی شائبه ای رو به رو گردید و در مدت کوتاهی چندین بار تجدید چاپ شد.
آیت الله صدر، در حوزه سیستم آموزشی جدیدی را بنیان نهاد و با ارائه طرحی در زمینه ی اجتهاد و مرجعیت، ضمن فعال و پویا کردن آن به اصلاح برخی از نارسایی ها پرداخت؛ لذا قسمتی از دروس خارج فقه و اصول خود را به دروس تفسیر مبدل ساخت و در خلال آن مفاهیم اصیل اسلامی را در زمینه های سیاسی و اجتماعی تجزیه و تحلیل کرد و هر کدام از شاگردان خود را به تحقیق در یکی از شاخه های علوم اسلامی موظف نمود و با تبادل این علوم در جلسات درس موجبات باروری فکری شاگردان خود را فراهم ساخت.
متأسفانه به سبب فشار و اختناق رژیم بعث عراق که مانع عمده در مقابل ایشان بود، بعضی از اوقات جلسات پربار درس وی تعطیل می شد.
رابطه با امام خمینی « قدس سره»
روابط آیت الله سید محمدباقر صدر با امام خمینی قدس سره و انقلاب اسلامی براساس زیربنای محکم ولایت استوار بود. ایشان با شروع نهضت اسلامی در ایران در سال 1342 شمسی باموضعگیری قاطع، از امام خمینی« قدس سره» حمایت کرد و با تبعید امام« قدس سره» به نجف اشرف، رابطه ی نزدیکی میان این دو عالم روحانی برقرار شد. آیت الله صدر به همه توصیه می کرد که از محضر درس امام خمینی« قدس سره» بهره جویند. ایشان در جریان انقلاب اسلامی از یاران، شاگردان و مریدان خود خواست تا از حمایت انقلاب دریغ نورزند.

در جریان حاکمیت حزب بعث در عراق ، ایشان ضمن بر حذر داشتن مردم از عضویت در این حزب، از آنان خواست تا در جهت مقابله با رژیم فاسد حاکم بر عراق و براندازی این رژیم گام های محکم و سریعتری بردارند تا این که بتوانند حکومتی اسلامی را جایگزین آن کنند. در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن 1357 آیت الله صدر در پیامی به شاگردان خود اعلام نمود:
«... در این لحظات پرشکوه که پیروزی بی نظیر و تردید ناپذیر اسلام، به دست ملت مسلمان ایران و به رهبری حضرت امام خمینی به منصه ی ظهور رسیده است، بر هر یک از شما واجب شرعی است که با تمام توان در خدمت انقلاب اسلامی قرار گیرید؛ چرا که هر کار سازنده جدیدی حتی به همکاری ناتوانترین مردم هم نیازمند می باشد و نیز لازم است این واقعیت روشن شود که رهبری امام خمینی تجسم عینی آرمان های اسلام در ایران امروز است. از این رو باید پیرامون آن را گرفت و با اخلاص با چنین رهبری برخورد کرد و به حمایت از اهداف و مصالح آن پرداخت و به میزانی که او خود در چنان هدفی ذوب گردیده در شخصیت عظیم او ذوب شد.»
دستگیری
به دنبال فشارهای زیاد رژیم بعث عراق بر آیت الله صدر، امام خمینی« قدس سره» با ارسال پیامی به ایشان خواستار حضور وی در سنگر جهاد خویش، کما فی السابق، در نجف اشرف شدند و مقاوت را توصیه فرمودند.
شهید صدر نیز ضمن اعلام تبعیت ازامام« قدس سره» آمادگی خود را در این راه و پذیرش هر گونه تألمات روحی و جسمی اعلام کرد.
در پی انتشار این خبر، مردم عراق به منظور همبستگی با معظم له از نقاط مختلف عراق به سوی نجف اشرف عزیمت کردند و پشتیبانی خود را از ایشان اعلام داشتند.
رژیم عراق که از این حرکت، وحشتزده شده بود با حمله به مردم حدود 20 هزار نفر زن و مرد را دستگیر و روانه زندان ها کرد. آیت الله صدر به منظور اعلام انزجار از این حمله ی وحشیانه، روز 16 رجب 1399 هجری قمری را روز اعتصاب عمومی اعلام کرد. در آن روز مردم عراق دست از کار کشیدند و مغازه ها را تعطیل کردند. فردای آن روز، عوامل رژیم ضمن حمله به منزل آیت الله، ایشان را دستگیر کردند و با خود بردند. در پی دستگیری آیت الله صدر، شهیده بزرگ «بنت الهدی صدر» همشیره مکرمه ایشان نقش رهبری را بر عهده گرفت.
با اوج گرفتن اعتراضات، رژیم بعث آیت الله صدر را آزاد کرد و لیکن در منزل خودشان محصور و زندانی نمود و از رفت و آمد مردم به بیت ایشان جلوگیری به عمل آورد.
در تاریخ 19 جمادی الاول 1400 برابر با 16 فروردین 1359 ساعت 3 بعدازظهر، عمال رژیم بعث، مجدداً وی را دستگیر و به زندان منتقل کردند. صبح روز بعد نیز با حمله ی دیگری، همشیره ی ایشان، نویسنده معروف «بنت الهدی صدر» را نیز دستگیر و به بغداد بردند.
آیت الله صدر در زندان در معرض شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت و سرانجام نیز به همراه همشیره ی مکرمه اش در روز سه شنبه 19 فروردین 1359 در زندان عراق به شهادت رسیدند. پس از این که پیکر مطهر شهید به بستگانش تحویل شد، آنها جنازه ایشان را غرق به خون با آثار ضرب و جرح بسیار یافتند. ضمناً محاسن ایشان نیز کاملاً سوخته بود.
پیکرهای پاک ومطهر این دو شهید بزرگوار پس از غسل و کفن در جوار مرقد مطهر امیرالمؤمنین علی( علیه السلام) و در مقبره خانوادگی به خاک سپرده شد.
روحشان شاد
آثار شهید
از شهید صدر آثار گرانبهایی بر جای مانده است. از جمله:
1- غایة الفکر فی علم الاصول
2- فلسفتنا – فلسفه ی ما (به فارسی ترجمه شده است.)
3- اقتصادنا – اقتصاد ما (به فارسی ترجمه شده است.)
4- ماذا تعرف عن الاقتصاد الاسلامی
5- الانسان المعاصر و المشکله الاجتماعیه (به فارسی ترجمه شده است.)
6- البنک الاّربوی فی الاسلام.
7- الاسس المنطقیه الاستقراء (به فارسی و انگلیسی ترجمه شده است.)
8- بحوث فی شرح العروة الوثقی (در چهار بخش)
9- الفتاوی الواضحه (رساله عملیه ی آیت الله )
10- منهاج الصالحین – و التعلیقه علیه
11- دروس فی علم الاصول
12- مباحث الدلیل اللفظی
13- تعارض الادلة الشرعیه
14- بحث حول الولایه (به فارسی و انگلیسی ترجمه شده است.)
15- بحث حول المهدی (با عنوان حماسه ای از نور به فارسی ترجمه شده است.)
16- المرسل و الرسول و الرسالة.
17- احکام الحج
18- نظرة عامه فی العبادات (به فارسی ترجمه شده است.)
19- لمحة فقیه عن دستور الاسلامیه (به فارسی ترجمه شده است.)
20- الصورة الکاملة الاقتصاد فی المجتمع الاسلامی
21- الخطوط التفصیلیه عن الاقتصاد المجتمع الاسلامی
22- خلافة الانسان و شهادة الانبیاء.
23- منابع القدرة فی الدولة الاسلامیه
24- البنک فی المجتمع الاسلامی
یادی از مظلومه شهیه «آمنه صدر» (بنت الهدی)

شهیده بنت الهدی صدر در سال 1357 هجری قمری دیده به جهان گشود و پس از 6 ماه، پدر بزرگوارش را از دست داد. وی در یازده سالگی به همراه دو برادرش بزرگوارش آقا سید اسمعیل و آقا سید محمدباقر جهت کسب علم به نجف اشرف هجرت کرد و تحصیلات خود را در زمینه ی فقه، علم حدیث، اخلاق، تفسیر و سیره نزد برادرش دنبال کرد و جهت احیاء فرهنگ غنی اسلامی به تربیت دختران و زنان مسلمان پرداخت و مدارسی به نام الزهرا را در شهرهای بغداد و کاظمین تحت نظر گرفت و با تأسیس یک مرکز فرهنگی در شهر کاظمین و برگزاری جلسات فکری و مذهبی تهیه مقالات و ایراد سخنرانی های مختلف در زمینه های گوناگون اسلامی به ارشاد پرداخت. از این شهیده، آثاری از جمله کتب زیر به یادگار باقی مانده است:
1- المباحث عن الحقیقة 2- صراع 3- لقاء فی المستشفی 4- امرأتان و رجل 5- مذاکرات الحج 6- لیتنی کنت اعلم 7- نساء العقیده 8- کلمه و دعوه
پیام امام خمینی قدس سره به مناسبت شهادت آیت الله صدر

امام خمینی قدس سره به مناسبت شهادت آیت الله سید محمدباقر صدر و خواهر گرانقدرشان بنت الهدی، دردوم اردیبهشت 1359 شمسی ضمن پیامی فرمودند:
«... شهادت ارثی است که امثال این شخصیت های عزیز از موالیان خود برده اند و جنایت و ستمکاری نیز ارثی است که امثال این جنایتکاران تاریخ از اسلاف ستم پیشه ی خود می برند. شهادت این بزرگواران که عمری را به مجاهدت در راه اهداف اسلام گذرانده اند، به دست اشخاص جنایتکاری که عمری به خونخواری و ستم پیشگی گذرانده اند، عجیب نیست؛ عجب آن است که مجاهدان راه حق در بستر بمیرند و ستمگران جنایت پیشه، دست خبیث خود را به خون آنان آغشته نکنند. عجیب نیست که مرحوم صدر و همشیره ی مظلومه اش به شهادت نائل شوند؛ عجیب آن است که ملت های مظلوم و خصوصاً ملت شریف عراق و عشایر دجله و فرات و جوانان غیور دانشگاه ها و سایر جوانان عزیز عراق از کنار این مصیبت بزرگ که به اسلام و اهل بیت رسول الله ( صلی الله علیه و اله) وارد می شود بی تفاوت بگذرند و به حزب ملعون بعث فرصت دهند که مفاخر آنان را یکی پس از دیگری مظلومانه شهید کنند...»
کتابدار کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور به همراه رئیس اداره و مسئولین کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر به مناسبت گرامیداشت روز جهانی بهداشت و سلامت مورخه 97/1/18 با دکتر گران رئیس اداره مرکز بهداشت شهرستان قائم شهر در محل کارشان دیدار کرده و بسته فرهنگی به ایشان تقدیم و این روز را به ایشان و همکاران زحمتکش مجموعه تبریک گفته و برایشان سالی خوش و پربار را آرزو نمودند.

این کتاب خلاصه کتاب علی از زبان علی است و به زندگانی امیر مومنان علی علیه السلام از بیانات خود ایشان می پردازد.
شادروان جعفر شهیدی در مقدمه ی این کتاب چنین می نویسد:
ماهها و میتوان گفت ، سالهاست میخواهم قلم بردارم و صفحه هایی پیرامون زندگانی امیر مؤمنان علی (ع) بنگارم . هر بار که خود را آماده میکنم ، ندایی از درونم میشنوم: «آهسته باش !چه گستاخی!میخواهی در این میدان پهناور درآیی و بضاعت اندک خود را بنمایی؟نمیدانی مهتاب به گز پیمودن است و دریا را با مشت تهی نمودن.در میا! که عرصه سیمرغ نه جولانگه تو است.»
از خود پوزش میخواهم و قلم را به یک سو مینهم.دیری نمیگذرد که دیگر بار شوق،عنان میگسلاند و بیخواست من ، مرا میراند ، که آخر از مورچه و ران ملخ و پیشگاه سلیمان یادگیر .مگر نمیدانی در آستانه بزرگان از هر کس به اندازه توان او چشم میدارند؟«خدایا!چه باید کرد؟»سرانجام به خود گفتم درست است که پرداختن به چنین کار در توان تو نیست،اما به خود منگر که بضاعتت چیست،بنگر که سخن درباره کیست.او دستگیر ناتوانان است و یاور درماندگان .از لطف خدا و سخن شاه اولیا مدد خواه!
شاید آن سان که در نهج البلاغه به گفته خود عنایتش بود و در ترجمه یاریت نمود،لطف از تو دریغ ندارد و موفقت گرداند،تا هدیهای به دوستانش تقدیم کنی و بکوش تا آنجا که میتوانی از فرمودههای او به پارسی برگردانی و علی از زبان علی بشناسانی.این بار آماده گشتم و این صفحهها را نوشتم و کتاب را به شیفتگان علی(ع)تقدیم میکنم.در خواندن آن به نارسائی نوشته من ننگرند،عظمت مقام علی را در نظر آورند و به هر حال این ضعیف را از دعای خیر فراموش نکنند.
هفدهمین روز از هر ماه در گاهشماری ایرانی « سروش » نام دارد و هفدهم فروردین نخستین روز سروش سال، هنگام جشن « سروشگان » يا جشن « هفدهروز » است. این روز در ستايش « سْـرَئوشَـه/ سروش »،ايزد پيامآور خداوند و نگاهبان بيداری بوده است. خروس و به ويژه خروس سپيد از گرامیترين جانوران در نزد ايرانيان بشمار میرفته و به سبب بانگ بامدادی،نماد سروش دانسته شده است.
سروش و جشن سروشگان - در اوستا به صورت sraoša- یا seraoša و در فارسی میانه مانوی به صورت به معنی "شنیدن"Ösrõšahrãy یا srõšãw آمده است. این واژه از ریشه ی sru اشتقاق یافته است و در اوستا هم به معنی "فرمانبرداری" به کار رفته است و هم نام یکی از ایزدان است. سروش ایزدی است که زمزمه کردن (نیایش) را به مردم آموخت. او ایزدی است که قبل از طلوع آفتاب بانگ زده و مردم را برای نیایش پروردگار فرا میخواند. او از ایزدان بزرگی است که بر نظم جهان مراقبت دارد.
روز سروش در ماه فروردین از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و جشن سروشگان گرفته می شده است. ایرانیان در این روز به عبادت و نیایش پروردگار پرداخته و به معابد میرفتند.
ایزد سروش بر فراز کوه البرز کاخی دارد، با یکهزار ستون که به خودی خود روشن است و ستارهنشان (یسنه ۵۷، بند ۱۰).گردونهٔ او را در آسمان،چهار اسب نر درخشان و تیز رو با سمهای زرین میرانند.هیچ موجودی از ایشان پیشی نمیگیرد و بدینگونه است که او دشمنان خود را در هر کجا که باشند، دستگیر میکند. سروش همیشه بیدار است و هرگز به خواب نمی رود و مخلوقات مزدا را پاسبانی می کند و برای محافظت نوع بشر هر روز و هر شب،سه بار به دور زمین می گردد. نماد مادی سروش خروس نام نهاده شده که با بانگ بامدادی خود مردم را از پی ستایش خداوند بخواند. در مجموعه ی یشت ها، یشت یازدهم برای سروش است.
برخی از صفات سروش در اوستا به قرار زیر است:
قوی بازو ،چست و چالاک ، چابک ترین در میان جوانان ، شهریار جهان، دارنده ی سلاح سخت، دارای سلاح آخته، دارای ابزار مینوی یعنی "اهونور" ، "یسنوکرتی" و "فشوشومانتره" ،"تنومانتره" یعنی دارای پیکری با کلام مقدس ، پاک ترین و رد (:سرور) پاکی ، دارای اندیشه ای والا ، خوش سخن ، نگهبان آفریدگان، پاسبان سرار گیتی و پناه دهنده ی بینوایان .
سروش در میان ایزدان نخستین کسی است که زبان به ستایش خداوند و نیایش امشاسپندان گشود. نخستین کسی که مراسم مذهبی به جای آورد و پنج گاتهای زرتشت را بسرود. ایزد سروش بر آن است تا نیروهای اهریمنی چون "خشم"، "کنده یا مستی" ، "بوشاسپ یا خواب و تنبلی" (و مهمتر از همه " دروغ" را از میان ببرد.
سروش نابود کننده ی دیو آز و خشم است و به همراه مهر و رشن (دو ایزد باستانی ایرانیان) اعمال انسان ها را سنجیده و به نیکو کاران پاداش و به بدکاران کیفر می دهد. او فرمانروا و دهبد جهان است. بر تمامی ارزه (کشور غربی) و سوه (کشور شرقی) فرمانروایی دارد. او نگهبان تن در جهان است و برای نگهبانی آفریدگان،همواره بیدار و هوشیار بر گرد جهان می گردد. هفدهمین روز هر ماه به نام ایزد سروش به عنوان پیام آور غیب و پیک ایزدی شناخته می شود.
ابوریحان بیرونی می نویسد:
سروش اولین کسی است که مردم را برای ستایش پروردگار به زمزمه کردن امر کرده است. در این روز دعا و عبادت کردن و به معبد رفتن بسیار نیک است.

آری سخن از پروین است ، شخصیتی بس سترگ، صاحب روحی توانا و فرازمند، شجاعی از زنان ایران زمین در تواتر تاریخ، گوهر چرخ ادب.
او که شعرش :
نبرد افرازی است سر آمد.
کوبنده ای است بس چیره دست و میدان دار.
--------------------------------
رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی (۱۲۸۵ -۱۳۲۰) شاعر ایرانی است که از او با عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد میشود. به پاس زحمات فراوان پروین اعتصامی در زمینه شعر معاصر ایران و سبک شعر مناظرهای، روز بیست و پنجم اسفندماه (۱۶ مارس)، روز بزرگداشت این شاعر نامگذاری شده است.
کودکی و خانواده
پروین اعتصامی با نام اصلی رخشنده در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ هجری شمسی در تبریز زاده شد. او فرزند یوسف اعتصامی، نویسنده و مترجم معاصر ایرانی و اختر اعتصامی ، از شاعران دوره قاجاریه بود. او در سال ۱۲۹۱ هنگامی که ۶ سال داشت به همراه خانوادهاش از تبریز به تهران مهاجرت کرد؛ به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطهخواهان و چهرههای فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت.
در دوران کودکی، زبانهای فارسی و عربی و انگلیسی را زیر نظر پدرش در منزل آموخت و به مدرسه آمریکایی ایران کلیسا رفت و در سال ۱۳۰۳ تحصیلاتش را در آنجا به اتمام رسانید. او در تمام سالهای تحصیلش از دانشآموزان ممتاز بود و حتی مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت. او همزمان با تحصیل، شعر نیز میسرود.
پروین اعتصامی یکی از شاعران بزرگ ایران
اشعار کودکی و نوجوانی
اولین شعرهای پروین اعتصامی در هفت سالگی بوده است و برخی از زیباترین شعرهایش مربوط به دوران نوجوانی (یازده تا چهارده سالگی) او هستند. از کودکی پدرش در زمینه وزن و شیوههای یادگیری به او کمک میکرد. گاهی شعری از شاعران قدیم ایران به او میداد تا بر اساس آن شعر دیگری بسراید؛ وزن آن را تغییر دهد و یا قافیهای نو برایش پیدا کند. همین تمرینها و تلاشها زمینهای شد که با ترتیب قرارگیری کلمات و استفاده از آن آشنا شود و در سرودن شعر تجربه کسب کند. از معروف ترین شعرهایی که او در این سنین سروده است میتوان به شعرهای گوهر و سنگ، ای مرغک، اشک یتیم، کودک آرزومند، صاعقه ما ستم اغنیاست، سعی و عمل و اندوه فقر را نام برد.
پروین اعتصامی یکی از شاعران بزرگ ایران
ازدواج پروین اعتصامی
پروین در نوزده تیر ماه ۱۳۱۳ با پسر عموی پدرش «فضل الله اعتصامی» ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد و ازدواج به همراه همسرش برای زندگی به کرمانشاه رفت. همسر پروین از افسران شهربانی و هنگام ازدواج با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. پروین پس از دو ماه زندگی با همسرش به دلیل اختلافات روحی و اخلاقی با وی، با گذشتن از مهریهاش در مرداد ماه ۱۳۱۴ از همسرش جدا شد. اخلاق نظامی و خشک همسر پروین با روحیه شاعرانه و لطیف پروین کاملاً مغایر بود و این دلیل جدایی پروین از شوهرش بود.
چاپ اشعار پروین اعتصامی:
نخستین مجموعه شعر او، حاوی اشعاری بود که تا پیش از 30 سالگی سروده بود و بیش از صد و پنجاه قصیده ، قطعه ، غزل و مثنوی را شامل می شد. مردم استقبال فراوانی از اشعار او کردند ، به گونه ای که دیوانش در مدتی کوتاه پس از چاپ ، دست به دست میان مردم می چرخید و بسیاری باور نمی کردند که آنها را یک زن سروده است .
پیش از ازدواج ، پدرش با چاپ مجموعه اشعار او مخالف بود و این کار را با توجه به اوضاع و فرهنگ آن روزگار ، درست نمی دانست. او فکر می کرد که دیگران ممکن است چاپ شدن اشعار یک دوشیزه را ، راهی برای یافتن شوهر به حساب آورند! اما پس از ازدواج پروین و جدائی او از شوهرش ، به این کار رضایت داد.
دیوان پروین اعتصامی:
دیوان پروین، شامل ۲۴۸ قطعه شعر میباشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. اشعار وی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیدهٔ انتقادی به تصویر کشیدهاست. در میان اشعارش، تعداد زیادی شعر به صورت مناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان وجود دارد.
ویژگیهای اشعار پروین اعتصامی:
درون مایه اشعار پروین اعتصامی بیشتر غنیمت داشتن وقت و فرصت ها، نصیحت های اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان و ضعیفان و ناپایداری دنیاست. در شعر پروین استفاده هایی از سبک شعرای بزرگ پیشین نیز شده است. اشعار او را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول که به سبک خراسانی گفته شده و شامل اندرز و نصیحت است و بیشتر به اشعار ناصرخسرو شبیه است. دسته دوم اشعاری که به سبک عراقی گفته شده و بیشتر جنبه داستانی به ویژه از نوع مناظره دارد و به سبک شعر سعدی نزدیک است. این دسته از اشعارش شهرت بیشتری دارند.
صفات پسندیده پروین باعث شده بود که او نزد دیگران عزیز و ارجمند باشد. مهمتر از همه این ها ، نکته ای است که از میان اشعارش فهمیده می شود. با آن همه شعری که سروده، در دیوانی با پنج هزار بیت ، فقط یک یا دو جا از خودش حرف زده و درباره خودش شعر سروده و این نشان دهنده فروتنی و اخلاق شایسته اوست.
بیماری و مرگ پروین اعتصامی:
پروین اعتصامی پس از کسب افتخارات فراوان و درست در زمانی که برادرش دیوانش را برای چاپ دوم آن حاضر می کرد در تاریخ ۱۵ فروردین۱۳۲۰ (۴ آوریل ۱۹۴۱) در سن ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در تهران درگذشت و در حرم حضرت فاطمه معصومه در قم در مقبرهٔ خانوادگی به خاک سپرده شد.
سنگ مزار پروین اعتصامی
پس از مرگش، قطعهای از او یافتند که مشخص نیست او چه زمان برای سنگ مزار خود سروده بود؛ که آن قطعه را بر سنگ مزارش نقش کردند.