برگزاری ستاد بزرگداشت دهه فجر در سالن فرمانداری

حضور مسئول کتابخانه عمومی گنجینه نور در ستاد بزرگداشت دهه فجر که در سالن فرمانداری باحضور فرماندار ساعی شهرستان و مسئولین و روسای ادارات به میزبانی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان مورخ 96/10/26 برگزار گردید که مصوبات خوبی را به همراه داشت و سرکار خانم فلاح رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان به معرفی کتاب برهه انقلاب در ایران نوشته علیرضا شجاعی زند را برای حاضرین به مناسبت فرارسیدن ایام مبارک دهه فجر پرداختند.

 

1fi3_photogrid_1516084264423.jpg

برگزاری دهمین جلسه کمیته فرهنگی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر

دهمین جلسه کمیته فرهنگی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر مورخ 96/10/26 با حضور کتابدار کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور، فلاح کردآبادی رئیس اداره، مسئول و اعضا کمیته همراه با 20 مصوبه در سالن کنفرانس اداره کتابخانه های عمومی برگزار گردید.

 

q5_photogrid_1515576645996.jpg

شاه رفت

نتیجه تصویری برای 26 دی

26 دی ماه سالروز فرار شاه از کشور

سرانجام در روز 26 دی 1357 محمد رضا شاه مجبور شد ایران را به سمت کشور مصر ترك كند، و این در حالی بود كه حتی نزدیك ترین حامیان و اربابانش هم از پذیرفتن او امتناع كردند.
 

ساعت دو بعد از ظهر 26دی ماه بود که خبر فرار شاه از رادیو پخش شد، فریاد شادمانی مردم ایران به هوا رفت، چراغ اتومبیل ها روشن شد، برف پاک کن ها به رقص درآمدند، بوق ها به راه افتاد، و غلغله شهر های ایران را برداشت.برخی عکس شاه را در اسکناس درشت پانصد تومانی و هزار تومانی سوراخ کرده بودند و بر دست گرفته بودند. جمعی نیز عکس های حضرت امام خمینی (ره) را بین سرنشینان اتومبیل ها پخش می کردند.
 پس از شکست جمشید آموزگار، جعفر شریف امامی و ازهاری در اداره کشور و مهار كردن خشم و نفرت مردم نسبت به حکومت پهلوی، شاه آخرین تیر خود را رها كرد و سعی كرد با انتخاب یكی از اعضای جبهه ملی كه به ظاهر از مخالفان شاه باشد، خشم مردم را فرو نشاند. به همین جهت شاپور بختیار به شرط گرفتن اختیارات كامل و خروج شاه از كشور بعد از رای اعتماد مجلس به دولت، نخست وزیری را پذیرفت.
سرانجام در روز 26 دی 1357 محمد رضا شاه مجبور شد ایران را به سمت کشور مصر ترك كند، و این در حالی بود كه حتی نزدیك ترین حامیان و اربابانش هم از پذیرفتن او امتناع كردند.

روایت فرح از فرار

جریان این فرار از زبان فرح دیبا همسر شاه كه در آخرین روزهای حضور شاه در ایران در كنار او و همسفر او در خروج از كشور بوده است، اینچنین نقل شده است:
"عزیمت اشك آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریكا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود كه دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می كرد در حالی كه ما اصلا اطلاع نداشتیم. وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشكوك شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار كشور را ترك خواهیم كرد. ما در روزی كه بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می كردیم."
 
وقتی شاه مجبور به فرار شد

گسترش موج اعتصابات، کشور را به حال فلج کامل در آورد و درآمد ارزی کشور به صفر رسید. تا جایی که شاه برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ملی روی آورد و قبل از همه دکتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دکتر صدیقی پس از یک هفته مطالعه و مشورت، پاسخ ردّ داد تا اینکه شاه از شاپور بختیار دعوت کرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیار کامل و خروج شاه از کشور بعد از رأی اعتماد مجلس به دولت پذیرفت. شاه ناگزیر، تمام شرایط را پذیرفت.
شاه پس از عدم موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، راه دیگری جز خروج از کشور نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعت کنندگان، نخست وزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رییس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان های گارد شاهنشاهی بود. در ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یک هلیکوپتر وارد فرودگاه شدند.



به استراحت احتیاج دارم!

شاه در مصاحبه کوتاهی به خبرنگاران گفت: «مدتی است احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این که خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اکنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترک می کنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی که پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود.»
در آخرین روزها همسر شاه یعنی فرح کوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به او، طبق قانون اساسی جلب نماید. اما شاه نپذیرفت و گفت این کار مشکلی را حل نخواهد کرد. سرانجام شاه روز 26 دی 1357، فرار را بر قرار ترجیح داد. از اعضای خانواده ی سلطنتی تنها فرح مانده بود که او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. فرح دیبا در خاطرات خود اینچنین آورده است: "محمدرضا از آن كه مجبور به ترك وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یك بعد از ظهر گذشته بود كه ما در میان بدرقه دكتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دكتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دكتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملكتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترك گفتیم. "
او ادامه می دهد: "محمدرضا در گفتگوی كوتاهی كه پای پلكان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه كرد همان طور كه در موقع تشكیل این دولت گفته بودم مدتی است كه احساس خستگی می كنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این كه خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اكنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی كه پس از سنا داده شد امیدوارم كه دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این كار ما مدتی به همكاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد كلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملكت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم.."

ماه‌ها بود خواب راحت نداشتیم

فرح در بخش دیگری از خاطراتش می گوید: "محمدرضا بیم آن را داشت كه ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان ـ كه به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد ـ دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریكا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریكا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماه‌ها بود از وحشت این كه به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم".

و این چنین شد که ساعت حدود چهار بعد از ظهر روزنامه های اطلاعات و کیهان با تیتر "شاه رفت" منتشر شدند. تیتر روزنامه ها از همیشه درشت تر بود. مردم روزنامه ها را بر سر، دست گرفته بودند و به یکدیگر نشان می دادند. برخی بین کلمه "شاه" و "رفت" ابرو باز کرده، با دست کلمه "در" را اضافه کرده بودند. در نتیجه تیتر روزنامه ها به صورت " شاه در رفت" خوانده می شد.

معرفی کتاب آمادگی در برابر زلزله از کتب کتابخوان دی ماه

زمین لرزه نتیجه رهایی ناگهانی انرژی از داخل پوسته زمین است که امواج ارتعاشی ایجاد می‌کند و در گسل‌های پوسته زمین روی می‌دهد. محلّی که منشأ زمین‌لرزه است و انرژی از آنجا خارج می‌شود را کانون و نقطۀ بالای کانون در سطح زمین را مرکز سطحی زمین‌لرزه می‌گویند. پیش از وقوع زمین‌لرزۀ اصلی معمولاً زلزله‌های نسبتاً خفیف‌تری در منطقه روی می‌دهد که به پیش‌لرزه معروف‌اند. به لرزش‌های بعدی زمین‌لرزه نیز پس‌لرزه می‌گویند که با شدّت کمتر و با فاصلۀ زمانی گوناگون میان چند دقیقه تا چند ماه رخ می‌دهند.

از زلزله رهایی نداریم! زمین لرزه‌ مانند باران و برف و پدیده‌های طبیعی دیگر از آغاز تا پایان عمر زمین با ما خواهد بود. ما تنها می‌توانیم تا حدوی اثرات مخرب ناشی از وقوع زمین‌لرزه‌ها را با استاندارد سازی و تحقیقات علمی در زمینۀ ساخت و ساز و مدیریت بحران کاهش دهیم.

در این کتاب با برخی از مهم‌ترین خطراتی که زلزله به وجود می‌آورد آشنا می‌شویم و راهکارها و اقدامات ضروری که در تمام مراحل پیش، حین و پس از وقوع آن باید بدانیم را می‌آموزیم. تصاویر به کار رفته در کنار متن ساده و کاربردی کتاب کمک بسیاری به فراگیری مراحل مختلف عملکرد و واکنش ما در هنگام زمین لرزه دارد. اگر بتوانیم از تجربیاتی که در طول ده‌ها سال از وقوع زلزله‌های مکرر در نقاط مختلف دنیا حاصل شده است به درستی استفاده کنیم، خطر این پدیده طبیعی را برای خود و دیگران بسیار کم خواهیم کرد.

 

آمادگی در برابر زلزله»

حسین دانشفر

انتشارات مدرسه/ ۴۰ صفحه

 
 

برگزاری پنجمین جلسه انجمن خیرین کتابخانه های شهرستان قائم شهر

پنجمین جلسه انجمن خیرین کتابخانه های شهرستان قائم شهر مورخ 96/10/25 در سالن فرمانداری باحضور مسئول کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور، رئیس و اعضا انجمن و دیگر مسئولین کتابخانه های عمومی شهرستان برگزار گردید که مصوبات خوبی را به همراه داشت. و سرکارخانم فلاح رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان کتاب آینه جادو نوشته سیدمرتضی آوینی را برای حاضرین معرفی نمودند که مورد تقدیر فرماندار محترم قرار گرفت.

 

qkh8_photogrid_1516084217343.jpg

برگزاری دهمین جلسه کمیته آموزشی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر

دهمین جلسه کمیته آموزشی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان قائم شهر مورخ 96/10/25 با حضور کتابدار کتابخانه عمومیمشارکتی گنجینه نور، فلاح کردآبادی رئیس اداره، مسئول و اعضا کمیته همراه با 2 مصوبه در سالن کنفرانس اداره کتابخانه های عمومی برگزار گردید.

 

l75y_photogrid_1515576137494.jpg

نصب بنر تسلیت شهادت افتخارآمیز شهید میلاد عنایتی افسرسوم سانحه کشتی نفت کش سانچی

بنر تسلیت شهادت افتخارآمیز شهید میلاد عنایتی افسرسوم سانحه کشتی نفت کش سانچی و عضو فعال کتابخانه عمومی جمشید احمدی مورخ 96/10/24 در درب منزلشان جهت همدردی با خانواده داغدارشان توسط اداره کتابخانه های عمومی و انجمن خیرین کتابخانه ساز شهرستان نصب گردید.

 

u432_img_20180115_201147.jpg

حدیث هفته

Related image

معرفی کتاب عاشقی به سبک ون گوگ

عاشقی به سبک ون گوگ / نامزد بخش رمان
هویت‌یابی با عشق! 

شخصیت اصلی این رمان، جوانی به نام «البرز» است که با یک پای لنگ، همراه مادر و پدری که لال است و برادری که بزرگ‌تر از اوست در خانه تیمسار خسروخانی از ارتشی‌های بانفوذ رژیم شاهنشاهی خدمت می‌کنند. البرز، هم‌بازی نازلی دختر تیمسار هم هست و او برای به دست آوردن دل این دختر به هر کاری تن می‌دهد و حسی رقیق که کم‌کم در خیالش آن را عشق می‌پندارد در او نسبت به نازلی شکل می‌گیرد.

سال‌ها می‌گذرد و البرز و نازلی هر دو نقاش می‌شوند. نازلی با کس دیگری ازدواج می‌کند و زندگی‌اش به شکست می‌انجامد. تیمسار، دختر و مادرش را به آمریکا می‌فرستد و نازلی که به این رفتار پدرش مشکوک است از البرز می‌خواهد که علت این رفتار پدرش را پیدا کند. او می‌خواهد بداند در آن باغ قدیمی چه خبر است. در اصل، داستان از این‌جا شروع می‌شود که البرز در لانه سگ، زاغ‌سیاه تیمسار را چوب می‌زند.

تیمسار و دوستانش برای سرکوب کردن مبارزات و انقلابیون در حال اجرای برنامه حذف فیزیکی مبارزان و انداختن آنها در چاه بزرگی در باغ قدیمی است. البرز در خلال صحبت‌های تیمسار متوجه می‌شود که فرزند واقعی کسانی که کنار آن‌ها بزرگ شده، نیست و دچار بحران هویت می‌شود و به دنبال آن کسی می‌رود که او را بنا به درخواست تیمسار و همسرش که بچه‌دار نمی‌شده‌اند، به تهران آورده و ماجرای دیگری شکل می‌گیرد.

به طور کلی در این رمان نویسنده دو محور را مورد توجه قرار داده که اولی با حضور شخصیت اصلی داستان، یعنی البرز پیش می‌رود. این قصه، ماجرای عشق به نازلی و بعد هم مخفی شدن برای فهمیدن ماجرایی است که در باغ در حال وقوع است. محور دوم اما مربوط به اتفاقاتی است که توسط تیمسار و دوستانش و عبدالله، برادر بزرگ‌تر البرز که وارد نظام شده در حال رخ دادن است. این حوادث در چهار فضای جداگانه نگاشته شده است که در فصل اول با عنوان «شیدایی در سگ‌دانی» تلاش البرز برای انجام درخواست دیگری از سوی نازلی، کسی که وجود او را از آن خود کرده با زبانی تصویری پیش چشم ما به نمایش گذاشته شده است.

در فصل دوم با عنوان «هوایت را نفس می‌کشم» البرز وارد اتاق نازلی می‌شود و خود را غرق در هوایی می‌کند که معشوقه‌اش در آن نفس کشیده و همه چیز برای او در این اتاق، وجود نازلی را تداعی می‌کند. در این فصل، نویسنده در خلال ماجرای تیمسار و طرح حذف فیزیکی مخالفان سلطنت، مسئله هویت البرز را مطرح می‌کند و با این ابهام، شخصیت اصلی داستان وارد یک چالش اساسی بر سر یافتن هویت خود می‌شود.

فصل سوم که نویسنده نام آن را «پوست از من بردار» قرار داده، جایی است که البرز برای شناخت پیشینه و هویت خود سفر می‌کند و سراغ کسی می‌رود که او را به تیمسار خسروخانی تحویل داده و تیمسار هم وقتی دیده پسر یک پایش کوتاه‌تر از دیگری است، او را پس زده و با تقبل خرج زندگی‌اش او را به خانواده خدمتکار باغش سپرده است. در فصل پایانی این رمان با عنوان «پوست کندن از نقاش» نویسنده، ساختار روایت را تغییر داده و از زاویه‌ای دیگر همه آن گذشته را که البرز دنبال کشف آن بوده در قالب حوادثی که منجر به مرگ پدر و مادرش و زنده ماندن او و رسیدنش به دست دوست تیمسار و ... را در فضایی روستایی و دقیق به تصویر کشیده است.

از جمله شخصیت‌هایی که در این رمان، بار معنایی و ماجرایی برایشان در نظر گرفته شده است می‌توان به البرز، نازلی، بابا کلیم، تیمسار خسروخانی و عبدالله اشاره کرد که هر کدام با فراز و نشیب‌های پرداختی از سوی نویسنده، به عنوان نقش‌آفرینان اصلی این قصه شناخته می‌شوند. در میان اینان، با کمی اغماض می‌توان گفت که شخصیت البرز به لحاظ حجم حضورش در داستان که منجر به ظهور خصوصیات و ظرفیت‌هایش شده، همچنین شخصیت باباکلیم که در واقع پدر خانواده‌ای است که به عنوان خدمتکار در باغ تیمسار خسروخانی کار می‌کنند و البرز را نیز بزرگ کرده‌اند، با در نظر گرفتن محدودیت‌های این شخصیت که لال است و به واسطه تصاویری که از او در مقابل کنش‌های داستان ارائه شده، ماندگاری بیش‌تری در ذهن خواننده نسبت به دیگر حاضران در این قصه و ماجرا دارند.

درباره نویسنده

محمدرضا شرفی خبوشان، نویسنده و شاعر متولد 1357 اهل ورامین است که پیش از انتشار رمان «عاشقی به سبک ون‌گوک»، مجموعه داستان «بالای سر آب‌ها» و رمان «موهای تو خانه ماهی هاست» را در زمینه‌ داستانی و همچنین مجموعه‌های «از واژه‌ها تهی» و «نامت را بگذار وسط این شعر» را در زمینه‌ شعر منتشر کرده بود.

مجموعه داستان «بالای سر آب‌ها»ی شرفی خبوشان، برنده‌ کتاب سال دفاع مقدس و کتاب «موهای تو خانه‌ ماهی‌هاست» برگزیده‌ پنجمین جشنواره‌ داستان انقلاب شده بود. رمان «عاشقی به سبک ون‌گوگ» پنجمین اثر اوست که موضوعی پیرامون پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سال 1357 دارد.

 

گزیده متن

سگ انگار که جانی تازه گرفته باشد، دوباره زوزه کشید. توی ماشین، سیاهه دو نفر معلوم بود که انگار خیال پایین آمدن نداشتند. اگر می‌خواستند تا حالا آمده بودند پایین. چرا هر سه نفرشان درها را باز نکردند و نریختند یک‌باره پایین که بروند سراغ دخمه؟ چی گفته بود عبدالله پشت تلفن؟ گفته بود سرتیپ افتاده است توی چاه و مرده است؟ یا این که زنده است و بیایید که ببینیم چه کار باید بکنیم؟ نه، مثل این که نمی‌خواهند توی بلیزر، همان‌طور بمانند و منتظر گوریل بشوند. یک نفرشان در را باز کرده و آمده پایین. می‌خواهد سیگارش را آتش بزند. این انگار همانی است که دو شب پیش، از توی گل‌خانه دیدم؛ همان که مثل الآن، زیر سیگارش فندک می‌زد و خاموش می‌شد. حالا بی‌خیال سیگارش می‌شود و سرش را می‌کند از پنجره باز بلیزر تو و با یک نفر دیگر که توی ماشین نشسته است، صحبت می‌کند.

 

معرفی کتاب جوان ترین رهبر (زندگی داستانی شهید نواب صفوی)

جوان ترین رهبر (زندگی داستانی شهید نواب صفوی)

نهایت عبودیت و بندگی حضرت حق، در عرفان اسلامی، آن است که قدم از قدم برنداری مگر برای رضای خدا و حتی مرگ را که سخت ترین مرحله ی زندگی دنیایی انسان است برای رضای خدا، با آغوش باز پذیرا شوی. برای کسی که در راه جلب رضایت خداوند مرگ را به جان خریده و در میسری گام می نهد که مرگ هر لحظه انتظار او را می کشد، چه وصفی را شاید و باید؟ آیا شجاع، جسور، متهور و... شایسته و بایسته ی این انسان پاکباز راه عشق است؟

جمعیت فدائیان اسلام به رهبری شهید حجت الاسلام والمسلمین سیدمجتبی نواب صفوی جهت اقامه ی دین خدا و مقابله با انحرافات و کژی هایی که علیه دین به راه افتاده بود، بنیان نهاده شد. ریشه ی تشکل را می بایست در عزم نواب در راه اصلاح «احمد کسروی» دانست که در مقالات خود به امام جعفر صادق(ع) و مذهب شیعه هتاکی نموده بود. نواب از عراق به ایران آمده و به بحث با وی پرداخت و آنگاه که او را اصلاح نا پذیر و هتاک و معاند تشخیص داد، جمعی از دوستان را جهت اعدام انقلابی وی بسیج کرد. این جمعیت تا آنجا پیش رفت که به بازو و دست راست مجتهد عالیقدر مرحوم آیت الله کاشانی تبدیل شده و نقش عمده و انکارناپذیری را در ملی شدن صنعت نفت ایفا نمود. حسن ختام این پاک بازی در راه عشق، جانبازی در راه عشق و شهادت بود.

17دی ماه سالروز اعلام کشف حجاب از طرف رضاخان

«آتاتورک»، «امان اللّه خان» و «رضاخان» مأمور می شوند تا در سه کشور «ترکیه» پایتخت امپراطوری عثمانی - بزرگ ترین کشور اسلامی و محور جهان اسلام -، «افغانستان» و «ایران» زمینه نفوذ فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی غرب را آماده سازند.

همزمان با جنگ جهانی اول که انگلستان، فرانسه، ایتالیا، یونان و روسیه با کشور عثمانی درگیر جنگ بودند، «مصطفی کمال آتاتورک» با کمک کشورهای اروپایی و غرب گروهی تشکیل داد، وی در اکتبر 1906 (آبان 1285 ه. ش) جمعیت «وطن و آزادی» را در دمشق پایه گذاری کرد و پس از نفوذ به ترکیه با کودتا حکومت را ساقط و اعلام جمهوری کرد. او دست به کشتار عالمان دینی زد و با تغیر خطّ، لباس و اعلام منع حجاب، رابطه فرهنگی ملّت مسلمان ترک را با گذشته خود قطع کرد.

امان اللّه خان نیز با تسلط بر افغانستان با عنوان تحوّل و ترقی به انهدام فرهنگ اسلامی افغانستان دست زد.

امان اللّه خان پس از مسافرت به اروپا در 1927 میلادی - 1306 ه. ش - در بازگشت به کشورش ابتدا «جمعیت حمایت از نسوان» را تشکیل داد و دوازده نفر وکلای زنان کابل اداره انجمن را در دست گرفتند و سپس مکتب «تدبیر منزل» زنانه در محله باغ علی مردان با معلمان آلمانی و ترک تأسیس شد. در سال 1928 میلادی (1307 شمسی) «حجاب زدایی» با عنوان «رفع حجاب آزاد گذاشته شد» صورت پذیرفت. همچنین برای دولتی کردن «روحانیت افغانستان» تلاش بسیار کردند. ایجاد مدارس مختلط و تحصیل دختر و پسر در کنار یکدیگر اقدام دیگر امان اللّه خان بود. اعزام جمعی از دختران تحصیل کرده و بدون حجاب به ترکیه - پس از دیدار با آتاتورک - برای ادامه تحصیل نیز بخشی از رفرم وی به شمار می رفت.

امّا رضا خان - او البته با کمی تأخیر از همتایان ترک و افغانی اش - ابتدا با پیشانی «گل مالی شده» و پای برهنه دسته سینه زنی قزّاق راه انداخت و به حضور علما می رسید و ابراز ارادت می کرد. امّا به تدریج در رفتار خود تغییراتی داد و با تبعید و زندانی کردن روحانیون و کشتن برخی از آنان چهره دیگری از خود نشان داد.

رضاخان در 12 خرداد 1313 در یک مسافرت طولانی به ترکیه، با همتای ترک خود مصطفی کمال آتاتورک، دیدار کرد. آتاتورک در «کازینوی ازمیر» به افتخار رضاخان میهمانی بزرگی ترتیب داد و با مذاکره و تبادل نظر با وی به انتقال تجربیات خود در سرکوب مذهب پرداخت.

برنامه دیدارها، رفت و آمدهای علنی و محرمانه رضاخان و برنامه های دیگر وی در مدت بیش از یک ماه اقامت در ترکیه برای ما نامعلوم است.

می توان حدس زد که وی از ترکیه به اروپا و دیدار سران کشورهای غربی رفته باشد و یا برخی از سردمداران اروپایی برای دیدار و توجیه وی به ترکیه آمده باشند؟ به هرحال ویژگی های این سفر که تنها سفر خارجی رضاخان در مدت بیست سال زمام داری وی بود، به طول انجامیدن اقامت وی در ترکیه - که در نوع خود از سفر پادشاهان و رؤسای جمهور کشورها بی سابقه به نظر می رسد - همچنین اقداماتی که وی پس از سفر ترکیه انجام داد، همه و همه شک و تردیدها و حدس و گمانه زنی هایی درباره ماهیت سفر به ترکیه رضا خان ایجاد می کند که با توجّه به شخصیت وی تأمل برانگیز است.

اعلام کشف حجاب

رضاخان چند ماه پس از بازگشت از ترکیه در 17 دی ماه 1314 در دانش سرای مامایی همراه همسر و دختران بی حجاب خود - برای اولین بار - شرکت و رسما فرمان ممنوعیّت حجاب را برای زنان اعلام کرد.

وی طی سخنانی خطاب به زنان و دختران فارغ التحصیل پزشکی و مامایی از بی حجابی با عنوان «اعطای آزادی به بانوان» نام برد و اقدام به ممنوعیت حجاب را گشودن «فصل جدیدی در زندگی زن ایرانی» اعلام کرد.

به دنبال فرمان رضاخان در «منع حجاب» مأموران شهربانی و پاسبان ها در کوچه و خیابان شهرها به اذیّت و آزار زنان و دختران محجّبه پرداختند. مأموران چادر و روسری و هر نوع پارچه شبیه آن را با خشونت از سر زنان می کشیدند و پاره می کردند.

بسیاری از زنان و دختران خانه نشین شدند و از ترس مأموران، در نیمه های شب از کوچه های فرعی، دور از چشم مأموران برای کارهای بسیار ضروری از خانه بیرون می رفتند.

همچنین برای رواج دادن هر چه بیشتر بی حجابی برنامه های گسترده ای از طرف مسؤلان شهرها به اجرا در آمد. اجرای جشن های بی حجابی از جمله این برنامه ها بود. مواردی از جشن ها با عکس العمل تند مردم رو به رو شد. یکی از شب های جمعه جشنی در مدرسه شاهپور شیراز بر پا می شود، در این جشن علی اصغر حکمت، وزیر معارف (فرهنگ آموزش و پرورش) شرکت می کند، در پایان جشن و پس از اجرای برنامه و سخنرانی ها، عده ای دختر جوان نیمه برهنه بر روی سن ظاهر می شوند و به رقص و پایکوبی می پردازند. حاضران دچار شگفتی شده و عده ای بنا به اعتراض جلسه را ترک می کنند.

فردای آن روز در مسجد وکیل شیراز اجتماع بزرگی بر پا می شود و مردم خواستار برخورد مسؤلان با چنین رفتارهایی می شوند. در این جلسه سید حسام الدین فالی - روحانی مبارز و نترس - بر فراز منبر رفته و اقدامات خلاف شرع و عفّت عمومی را محکوم می کند، مسؤلان حکومت را به باد انتقاد می گیرد و از مردم می خواهد هشیار باشند و آرام نگیرند.

بلافاصله پس از پایان منبر، سید حسام الدین دستگیر و زندانی می شود.

همچنین برخوردهای دیگری در گوشه و کنار کشور با مأموران رخ می دهد. در تهران و دیگر شهرها، جشن ها و کارناوال های شادی به دستور فرمانداری ها بر پا می کنند، کارمندان ادارات و مقامات و مسؤلین شهرها با همسرانشان - بدون حجاب - وادار می شوند که در این مراسم شرکت کنند.

حجت الاسلام علی اصغر احمدی خمینی می گوید پدرش را با زور نیروهای «ژاندارمری» به یکی از این جشن ها برده اند:

خمین از شهرهایی بود که «فرمان ملوکانه» در آن به اجرا در آمد. پدر من نیز دعوت می شود تا در جشنی که به وسیله یکی از خوانین بر پا می شد، شرکت کند. این خان یکی از دشمنان قدیمی پدرم بود. در این جشن ها تجّار، کسبه، مقامات شهر و دیگر اهالی شهر همراه همسران بی حجابشان شرکت می کردند. منزل این «خان» در مرکز خمین بود و فاصله زیادی با منزل ما داشت. پدرم از علمای پر نفوذ و محترم خمین به شمار می رفت و بردن وی به محل جشن کار آسانی نبود. از این رو از در خانه ما تا مجلس جشن حدود چهل پنجاه ژاندارم مسلّح گمارده بودند تا مراقب پدرم باشند. خواهر زاده پدرم - حجت الاسلام و المسلمین آقای پسندیده - موقع رفتن به آن مجلس، به خانه ما آمد تا همراه پدرم در جشن مزبور شرکت کند. زمان مقرر رسید و آنان حرکت کردند. به محض اینکه پدرم وارد آن مجلس شد، یکی از مأموران یک پالتو و یک کلاه «شاپو» جلوی ایشان آورد که تغییر لباس بدهد و سپس وارد آن مجلس بشود. پدرم بسیار ناراحت شد، کلاه شاپو را برداشت، با عصبانیت بر زمین زد و فریاد زد: «من به یزید زمان خروج کرده ام» و سپس اضافه کرد: شاه مجتهدین و سالمندان را از پوشیدن این لباس معاف کرده است و من از هر دوی اینها هستم. با این داد و فریاد مجلس جشن به هم خورد و به مجلس عزا تبدیل گشت و گریه شروع شد. بعد از این وقایع پدرم مریض شد و برای معالجه به اصفهان و تهران رفت، امّا پس از بازگشت به خمین کسالت پدرم شدت یافت و به سرای باقی شتافت.

پرسشی که پس از خواندن ماجرای سلطه یافتن سه مأمور دست نشانده غرب بر سه کشور ترکیه، افغانستان و ایران به ذهن می رسد شیوه های همگونی است که آنها پس از دست یافتن به قدرت در این کشورها به اجرا در آوردند. تاریخ ایران و جهان ماجرای کشور گشایی امپراتوران و شاهان بسیاری را رقم زده است، امّا هنگام بررسی رفتار «آتاتورک» و «خان ایران و افغانستان» رضاخان و امان اللّه خان و اصرار و سماجت آنان در مسخ و ویران سازی فرهنگ، ارزش ها و باور دینی مردم، هوشمندی و نیرنگ بازی سران و سیاست پیشگان غرب بر ما آشکار می شود.

آنها پس از برخوردهای بسیاری که با ملّت های مسلمان داشته اند به این جمع بندی رسیده اند که گرفتن مرزهای زمینی و گشودن دروازه کشورها کار مهمی است، امّا مهم تر از آن گشودن مرزهای اندیشه و باورهای یک ملّت است. آنها فهمیده اند که نفوذ در سنگر و برج و با روی حریف لازم است، امّا رخنه در فرهنگ و ارزش های یک ملت بسیار کارسازتر است.

پی نوشتها:

1. سینا واحد، قیام گوهر شاد، ص 38، سینا واحد.

2. همزمان با کشف حجاب برنامه اتحاد شکل نیز اجباری شده بود و مأموران همه اقشار مردم، حتّی روحانیون را به پوشیدن کت و شلوار و کلاه «شاپو» مجبور می کردند.

3. تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی ایران، ج 1، ص 55 و 56.

حدیث هفته

Image result for ‫حدیث هفته‬‎

سالروز وفات نیما یوشیج گرامی باد.

Image result for ‫تاریخ وفات نیما یوشیج‬‎

نیما یوشیج

نام اصلی: علی اسفندیاری

زمینهٔ کاری: شاعر، نویسنده، منتقد و نظریه‌پرداز ادبی

زادروز: ۲۱ آبان ۱۲۷۶ - یوش، بخش بلده، شهرستان نور، مازندران

مرگ: ۱۳ دی ۱۳۳۸ - شمیران، تهران

محل زندگی: یوش، تهران، آستارا

جایگاه خاکسپاری: امامزاده عبدالله تهران - سپس در حیاط خانه‌اش در یوش

لقب: پدر شعر نو

بنیانگذار: شعر نیمایی

تخلص: نیما

زندگي نامه نيمايوشيج


علي اسفندياري، مردي كه بعدها به «نيما يوشيج» معروف شد، در بيست‌ويكم آبان‌ماه سال 1276 مصادف با 11 نوامبر 1897 در يكي از مناطق كوه البرز در منطقه‌اي به‌نام يوش، از توابع نور مازندران، ديده به جهان گشود. او 62 سال زندگي كرد و اگرچه سراسر عمرش در سايه‌ي مرگ مدام و سختي سپري شد؛ اما توانست معيارهاي هزارساله‌ي شعر فارسي را كه تغييرناپذير و مقدس و ابدي مي‌نمود، با شعرها و راي‌هاي محكم و مستدلش، تحول بخشد. .در همان دهكده كه متولد شد، خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده ياد گرفت”.

نيما 11 ساله بوده كه به تهران كوچ مي‌كند و روبه‌روي مسجد شاه كه يكي از مراكز فعاليت مشروطه‌خواهان بوده است؛ در خانه‌اي استيجاري، مجاور مدرسه‌ي دارالشفاء مسكن مي‌گزيند. او ابتدا به دبستان «حيات جاويد» مي‌رود و پس از چندي، به يك مدرسه‌ي كاتوليك كه آن وقت در تهران به مدرسه‌ي «سن‌لويي» شهرت داشته، فرستاده مي‌شود بعدها در مدرسه، مراقبت و تشويق يك معلم خوش‌رفتار كه «نظام وفا» ـ شاعر بنام امروز ـ باشد، او را به شعر گفتن مي اندازد. و نظام وفا استادي است كه نيما، شعر بلند «افسانه» كه به‌قولي، سنگ بناي شعر نو در زبان فارسي است را به او تقديم كرده است.

او نخستين شعرش را در 23 سالگي مي‌نويسد؛ يعني همان مثنوي بلند «قصه‌ي رنگ ‌پريده» كه خودش آن‌را يك اثر بچگانه معرفي كرده است. نيما در سال 1298 به استخدام وزارت ماليه درمي‌آيد و دو سال بعد، با گرايش به مبارزه‌ي مسلحانه عليه حكومت قاجار و اقدام به تهيه‌ي اسلحه مي‌كند. در همين سال‌هاست كه مي‌خواهد به نهضت مبارزان جنگلي بپيوندد؛ اما بعدا منصرف مي‌شود.

نيما در دي ماه 1301 «افسانه» را مي‌سرايد و بخشهايي از آن را در مجله‌ي قرن بيستم به سردبيري «ميرزاده عشقي» به چاپ مي‌رساند. در 1305 با عاليه جهانگيري ـ خواهرزاده‌ي جهانگيرخان صوراسرافيل ـ ازدواج مي‌كند. در سال 1317 به عضويت در هيات تحريريه‌ي مجله‌ي موسيقي درمي‌آيد و در كنار «صادق هدايت»، «عبدالحسين نوشين» و «محمدضياء هشترودي»، به كار مطبوعاتي مي‌پردازد و دو شعر «غراب» و «ققنوس» و مقاله‌ي بلند «ارزش احساسات در زندگي هنرپيشگان» را به چاپ مي‌رساند. در سال 1321 فرزندش شراگيم به‌دنيا مي‌آيد ـ كه بعد از فوت او، با كمك برخي دوستان پدر، به گردآوري و چاپ برخي شعرهايش اقدام ‌كرد.

نوشته‌هاي نيما يوشيج را مي‌توان در چند بخش مورد بررسي قرار داد: ابتدا شعرهاي نيما؛ بخش ديگر، مقاله‌هاي متعددي است كه او در زمان همكاري با نشريه‌هاي آن دوران مي‌نوشته و در آنها به چاپ مي‌رسانده است؛ بخش ديگر، نامه‌هايي است كه از نيما باقي مانده است. اين نامه‌ها اغلب، براي دوستان و همفكران نوشته مي‌شده است و در برخي از آنها به نقد وضع اجتماعي و تحليل شعر زمان خود مي‌پرداخته است؛ ازجمله در نامه‌هايي كه به استادش «نظام وفا» مي‌نوشته است.

آثار خود نيما عبارتند از: «تعريف و تبصره و يادداشت‌هاي ديگر» ، «حرف‌هاي همسايه»‌ ، «حكايات و خانواده‌ي سرباز» ، «شعر من» ، «مانلي و خانه‌ي سريويلي» ،‌«فريادهاي ديگر و عنكبوت رنگ» ، «قلم‌انداز» ، «كندوهاي شكسته» (شامل پنج قصه‌ي كوتاه)، ‌«نامه‌هاي عاشقانه»‌ و غيره.

و عاقبت در اواخر عمر اين شاعر بزرگ، درحالي‌كه به علت سرماي شديد يوش، به ذات‌الريه مبتلا شده بود و براي معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثيري نداد و در تاريخ 13 دي‌ماه 1338، نيما يوشيج، آغازكننده‌ي راهي نو در شعر فارسي، براي هميشه خاموش شد. او را در تهران دفن ‌كردند؛ تا اينكه در سال 1372 طبق وصيتش، پيكرش را به يوش برده و در حياط خانه محل تولدش به خاك ‌سپردند.

نيما علاوه بر شكستن برخي قوالب و قواعد، در زبان قالب‌هاي شعري تاثير فراواني داشت؛ او در قالب غزل ـ به‌عنوان يكي از قالب‌هاي سنتي ـ نيز تاثير گذار بوده؛ به طوري كه عده‌اي معتقدند غزل بعد از نيما شكل ديگري گرفت و به گونه‌اي كامل‌تر راه خويش را پيمود.

زندگي نامه نيمايوشيج


سيداكبر ميرجعفري، شاعر غزلسراي ديگر، بيشترين تاثير نيما را بر جريان كلي شعر، در بخش محتوا دانسته و مي‌گويد: «شعر نو» راههاي جديدي را پيش روي شاعران معاصر گشود. درواقع با تولد اين قالب، سيل عظيمي از فضاها و مضاميني كه تا كنون استفاده نمي‌شد، به دنياي ادبيات هجوم آورد. درواقع بايد بگوييم نوع نگاه نيما به شعر بر كل جريان شعر تاثير نهاد. در اين نگاه همه اشيايي كه در اطراف شاعرند جواز ورود به شعر را دارند. تفاوت عمده شعر نيما و طرفداران او با گذشتگان، درواقع منظري است كه اين دو گروه از آن به هستي مي‌نگرند.

«نيما يوشيج» به روايت دكتر روژه لسكو «نيما يوشيج» براي اروپاييان بويژه فرانسه زبانان چهره اي ناشناخته نيست. علاوه براينكه ايرانيان برخي از اشعار نيما را به زبان فرانسه ترجمه كردند، بسياري از ايرانشناسان فرانسوي نيز دست به ترجمه اشعار او زدند و به نقد آثارش پرداختند. بزرگاني چون دكتر حسن هنرمندي، روژه لسكو، پروفسور ماخالسكي، آ.بوساني و… كه در حوزه ادبيات تطبيقي كار مي كردند عقيده داشتند چون نيما با زبان فرانسه آشنابوده، بسيار از شعر فرانسه و از اين طريق از شعر اروپا تأثير پذيرفته است. از نظر اينان اشعار سمبوليستهايي چون ورلن، رمبو و بويژه ماگارمه در شكل گيري شعرسپيدنيمايي بي تأثير نبوده است.

پروفسور «روژه لسكو» مترجم برجسته «بوف كور» صادق هدايت، كه در فرانسه به عنوان استاد ايران شناسي در مدرسه زبانهاي زنده شرقي، زبان كردي تدريس مي كرد، ترجمه بسيار خوب و كاملي از «افسانه» نيما ارائه كرد و در مقدمه آن به منظور ستايش از اين اثر و نشان دادن ارزش و اهميت نيما در شعر معاصر فارسي، به تحليل زندگي و آثار او پرداخت و نيما را به عنوان بنيانگذار نهضتي نو در شعر معاصر فارسي معرفي كرد.

دكتر رو»ه در مقدمه ترجمه شعر افسانه در مقاله اش مي نويسد:

«شعر آزاد» يكي از دستاوردهاي اساسي مكتب سمبوليسم بود كه توسط ورلن، رمبو و … در «عصر روشنگري» بنا نهاده شد و شاعران و نويسندگان بسياري را با خود همراه كرد كه نيمايوشيج نيز با الهام از ادبيات فرانسه يكي از همراهان اين مكتب ادبي شد.

هدف در شعر آزاد آن است كه شاعر به همان نسبت كه اصول خارجي نظم سازي كهن را به دور مي افكند هرچه بيشتر ميدان را به موسيقي وكلام واگذارد. در واقع در اين سبك ارزش موسيقيايي و آهنگ شعر در درجه اول اهميت قرارمي گيرد.

 زندگي نامه نيمايوشيج


شعر آزاد به دست شاعران سمبوليست فرانسه چهره اي تازه گرفت و به شعري اطلاق مي شد كه از همه قواعد شعري كهن بركنار ماند و مجموعه اي از قطعات آهنگدار نابرابر باشد.
در چنين شعري، قافيه نه در فواصل معين، بلكه به دلخواه شاعر و طبق نياز موسيقيايي قطعه در جاهاي مختلف شعر ديده مي شود و «شعر سپيد» در زبان فرانسه شعري است كه از قيد قافيه به كلي آزاد باشد و آهنگ دار بودن به معناي موسيقي دروني كلام از اجزا جدايي ناپذير اين نوع شعر است. كه اين تعاريف كاملاً با ماهيت و سبك اشعار نيما هماهنگي دارد.
در مجموع مي توان گفت كه:

1. نيما كوشيد تجربه چندنسل از شاعران برجسته فرانسوي را در شعر فارسي بارور سازد.

2 . نيما توانست شعر كهن فارسي را كه در شمار پيشروترين شعرهاي جهان بود ولي در چند قرن اخير كارش به دنباله روي و تكرار رسيده بود را با شعر جهان پيوند زند و بارديگر جاي والاي شعر فارسي را در خانواده شعر جهان به آن بازگرداند.

3. نيما توانست عقايد متفاوت و گاه متضاد برخي از بزرگان شعر فرانسه را يكجا در خود جمع كند و از آنها به سود شعر فارسي بهره گيرد. او عقايد و اصول شعري «مالارمه» كه طرفدار عروض و قافيه بود را در كنار نظر انقلابي «رمبو» كه خواستار آزادي كامل شعر بود، قرارداد و با پيوند و هماهنگي بين آنها «شعر سپيد» خود را به ادبيات ايران عرضه كرد.

۴ . نيما از نظر زبانشناسي ذوق شعري ايرانيان را تصحيح كرد و با كاربرد كلمات محلي دايره پسند ايرانيان را در بهره برداري از زبان رايج و جاري سرزمينش گسترش داد. او يكي از بزرگان شعر فولكلور ايران شمرده مي شود.

5. نيما جملات و اصطلاحات متداول فارسي و صنايع ادبي بديهي و تكراري را كنار نهاد تا از فرسودگي بيشتر زبان پيشگيري كند و اينچنين زبان شعري كهن فارسي كه تنها استعداد بيان حالات ملايم و شناخته شده عرفاني و احساساتي را داشت، توانايي بيان هيجانات، دغدغه ها، اضطرابات و بي تابي هاي انسان مدرن امروزي را به دست آورد. بدين ترتيب زبان شعري «ايستا و فرسوده» گذشته را به زبان شعري «پويا و زنده» بدل كرد.

6. نيما همچون مالارمه ناب ترين معني را به كلمات بدوي بخشيد. او كلمات جاري را از مفهوم مرسوم و روزمره آن دور كرد و مانند مالارمه شعر را سخني كامل و ستايشي نسبت به نيروي اعجاب انگيز كلمات تعريف كرد.

7. نيما همچون ورلن تخيل و خيال پردازي را در شعر به اوج خود رساند و شعر را در خدمت تخيل و توهم گرفت نه تفكر و تعقل.

8. نيما بر «وزن» شعر بسيار تأكيد داشت. او وزن را پوششي مناسب براي مفهومات و احساسات شاعر مي دانست.

مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

نيست يك دم شكندخواب به چشم كس وليك

غم اين خفته چند

خواب در چشم ترم مي شكند

نگران با من ايستاده سحر

صبح مي خواهد از من

كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلكه خبر

در جگر ليكن خاري

از ره اين سفرم مي شكند

نازك آراي تن ساق گلي

كه به جانش كشتم

و به جان دادمش آب

اي دريغا به برم مي شكند

دستهاي سايم

تا دري بگشايم

بر عبث مي پايم

كه به در كس آيد

در وديوار به هم ريخته شان

بر سرم مي شكند

مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

مانده پاي ابله از راه دور

بر دم دهكده مردي تنها

كوله بارش بر دوش

دست او بر در مي گويد با خود

غم اين خفته چند

خواب در چشم ترم ميشكند


واما داستان سفر به یوش :

پس از گذشت کلی مسیر پیچ در پیچ که ابتدای آن از هزار چم جاده چالوس شروع میشد به روستای یوش رسیدیم که زیبائی وطبیعت آن مرا به تحسین واداشت بیخود نیست که نیما در اینجا شاعر شده است وهزار سبک پیش گزیده شعر را برهم زده است.

زندگي نامه نيمايوشيج
نمائی از روستای یوش - زادگاه علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )


پس از سپری کردن کلی کوچه باغهای قدیمی که پر از درختان آلو ، زردآلو وگردو بود بالاخره به خانه نیما یوشیج رسیدیم کوچه ای با صفا که از زیر سنگفرشهای آن آبی خنک جاری بود و ترانه زیبائی از زندگی بکر انسان را در گوش خسته مسافران جاری می ساخت . خانه ای زیبا که نشاندهنده رونق زندگی در روزگاران قدیم بود.

 
 زندگي نامه نيمايوشيج
نمائی از خانه زیبای علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) در یوش
 
زندگي نامه نيمايوشيج
نمائی از درب ورودی خانه علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )
 
 زندگي نامه نيمايوشيج
تصویری زیبا از نیما یوشیج که در تالار ورودی خانه نصب شده است

حیاط این خانه بسیا زیبا بود ودر وسط آن مزار نیما قرار داشت دور تا دور حیاط پر بود از عکسهایی بسیار قدیمی وزیبا که یکی از دیگری دیدنیتر بود .در ادامه به چند تصویر از آن می پردازیم.


زندگي نامه نيمايوشيج
نمائی از ایوانها ، اندرونیها واتاقهای زیبای خانه علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )
 
 زندگي نامه نيمايوشيج
نمائی دیگر از  خانه علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

زندگي نامه نيمايوشيج
از راست استاد شهریار ، شراگیم فرزند نیما و علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

زندگي نامه نيمايوشيج
طوبی مفتاح مادر علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

زندگي نامه نيمايوشيج
عکسی از جوانی علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

زندگي نامه نيمايوشيج
عکسی از تفریحات علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) با دوستان
 
زندگي نامه نيمايوشيج
مزار نیما که در کنار خواهرش و جمع آوری کننده آثارش در وسط حیاط همان خانه  آرمیده است.


این همه چیزی نبود که در آنجا می توان دید واقعا هر ایرانی می بایست حداقل یکبار و دیدن این همه زیبائی به این روستا برود.

 وبه قولی شنیدن کی بود مانند دیدن . یا حق

وصيّت‌نامه‌ی ِ نيمايوشيج

شب دوشنبه 28 خرداد 1335


امشب فکر می‌کردم با اين گذران ِ کثيف که من داشته‌ام - بزرگی که فقير و ذليل می‌شود - حقيقةً جای ِ تحسّر است . فکر می‌کردم برای ِ دکتر حسين مفتاح چيزی بنويسم که وصيت‌نامه‌ی ِ من باشد ؛ به اين نحو که بعد از من هيچ‌کس حقّ ِ دست زدن به آثار ِ مرا ندارد . به‌جز دکتر محمّد معين ، اگر چه او مخالف ِ ذوق ِ من باشد .

دکتر محمّد معين حق دارد در آثار ِ من کنجکاوی کند . ضمناً دکتر ابوالقاسم جنّتی عطائی و آل احمد با او باشند ؛ به شرطی که هر دو با هم باشند .

ولی هيچ‌يک از کسانی که به پيروی از من شعر صادر فرموده‌اند در کار نباشند . دکتر محمّد معين که مَثَل ِ صحيح ِ علم و دانش است ، کاغذ پاره‌های ِ مرا بازديد کند . دکتر محمّد معين که هنوز او را نديده‌ام مثل ِ کسی است که او را ديده‌ام . اگر شرعاً می‌توانم قيّم برای ِ ولد ِ خود داشته باشم ، دکتر محمّد معين قيّم است ؛ ولو اين‌که او شعر ِ مرا دوست نداشته باشد . امّا ما در زمانی هستيم که ممکن است همه‌ی ِ اين اشخاص ِ نام‌برده از هم بدشان بيايد ، و چقدر بيچاره است انسان ... !

روز بصیرت و میثاق امت با ولایت گرامی باد.

Image result for ‫تصاویر متحرک بصیرت‬‎

حدیث هفته

Image result for ‫تصاویر متحرک حدیث از معصومه‬‎

برپایی نمایشگاه کتاب و پوستر به مناسبت 9 دی روز بصیرت

نمایشگاه کتاب  و پوستر به مناسبت گرامیداشت حماسه نه دی مورخ 1396/10/09جهت بازدید علاقمندان و اعضای فعال کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور به همت کتابداراین کتابخانه برپا گردید.

0ekb_img_20180102_063812_887.jpg

yrzm_img_20180102_063830_872.jpg

بیست جمله طلایی مقام معظم رهبری راجع به «۹ دی» و «فتنه»

فتنه‌ها را باید با روشنگری خاموش کرد. هر جا روشنگری باشد، فتنه‌انگیز دستش کوتاه میشود. ۱۳۷۸/۰۵/۰۸

* فتنه‌انگیختن و بد دل کردن مردم نسبت به یکدیگر، یکی از مواد برنامه‌ای است که دشمنان نسبت به این ملت در نظر دارند. ۱۳۷۹/۰۱/۰۶

* دنیاطلبان برای اینکه به مقاصد خودشان برسند، در جامعه فتنه ایجاد میکنند؛ جنگها، تبلیغات دروغین، سیاست‌بازیهای ناجوانمردانه؛ اینها ناشی از همین دنیاطلبیهاست. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

* در اوائل حوادث بعد از انتخابات ۸۸ اولین کاری که شد، تردیدافکنی در کار مسئولین رسمی کشور بود؛ در کار شورای نگهبان، در کار وزارت کشور. این تردیدافکنیها خیلی مضر است؛ دشمن این را میخواهد. ۱۳۸۸/۰۹/۰۴

* در شرائط فتنه، کار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است. البته خدای متعال حجت را همیشه تمام میکند؛ هیچ وقت نمیگذارد مردم از خدای متعال طلبگار باشند و بگویند تو حجت را برای ما تمام نکردی، راهنما نفرستادی، ما از این جهت گمراه شدیم. ۱۳۸۸/۱۰/۱۹

* فتنه معنایش این است که یک عده‌ای بیایند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان شوند، فضا را غبارآلود کنند؛ در این فضای غبارآلود، دشمن صریح بتواند چهره‌ی خودش را پنهان کند، وارد میدان شود و ضربه بزند. ۱۳۸۸/۱۰/۲۹

* وقتی در داخل محیط فتنه، کسانی با زبانشان صریحاً اسلام و شعارهای نظام جمهوری اسلامی را نفی میکنند، با عملشان هم جمهوریت و یک انتخابات را زیر سؤال میبرند، وقتی این پدیده در جامعه ظاهر شد، انتظار از خواص این است که مرزشان را مشخص کنند، موضعشان را مشخص کنند. ۱۳۸۸/۱۰/۲۹

* مهمترین هدف از حوادث دوران فتنه‌ی بعد از انتخابات ۸۸ این بود که بین آحاد ملت شکاف بیندازند؛ سعیشان این بود. میخواستند بین آحاد مردم شکاف بیندازند، و نتوانستند. ۱۳۸۸/۱۱/۱۹

* آن کسانی که در مقابل عظمت ملت ایران، در مقابل کار بزرگ ملت ایران در انتخابات ایستادند، آنها بخشی از ملت نیستند؛ افرادی هستند یا ضد انقلاب صریح، یا کسانی که بر اثر جهالت خود، بر اثر لجاجت خود، کار ضد انقلاب را میکنند؛ ربطی به توده‌ی مردم ندارند. ۱۳۸۸/۱۱/۱۹

* شما دیدید فتنه‌ای به وجود آمد، کارهائی شد، تلاشهائی شد، آمریکا از فتنه‌گران دفاع کرد، انگلیس دفاع کرد، قدرتهای غربی، منافقین و سلطنت‌طلبها دفاع کردند؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که در مقابل همه‌ی این اتحاد و اتفاق نامیمون، مردم عزیز ما، ملت بزرگ ما در روز نهم دی، در روز بیست و دوی بهمن، آنچنان عظمتی از خودشان نشان دادند که دنیا را خیره کرد. ۱۳۸۹/۰۳/۱۴

* باید حواسمان را جمع کنیم، بفهمیم که: «من نام لم ینم عنه»؛ اگر ما اینجا خواب برویم، جبهه‌ی دشمن، پشت سنگر خودش معلوم نیست خواب رفته باشد؛ او بیدار است، علیه ما توطئه خواهد کرد. به نظر من، فتنه‌ی سال ۸۸ هم همین بود؛ برای ما یک زنگ بود، یک زنگ بیدارباش بود. ۱۳۸۹/۰۶/۲۵

* گناه بزرگی که برخی از دست‌اندرکاران فتنه‌ها در کشور انجام میدهند، امیدوار کردن دشمن است؛ دشمن را امیدوار میکنند که میتواند منفذی در بین مردم، در بین عوامل گوناگون، در بین مسئولان نظام باز کند. ۱۳۸۹/۱۰/۰۸

* مردم ما در مقابله‌ی با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دی در سرتاسر کشور مشت محکمی به دهان فتنه‌گران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلی معنا دارد؛ این نشانه‌ی این است که این مردم بیدارند، هشیارند. ۱۳۸۹/۱۰/۰۸

* حادثه‌ی نهم دی یک حادثه‌ی عجیبی است؛ به خاطر دلبستگی مردم به نظام بود. اینها نشان دهنده‌ی اعتماد مردم است. متأسفانه میشنویم همین طور در اظهارات مصلحت‌جویانه، مکرر میگویند: آقا اعتمادِ از دست رفته‌ی مردم را برگردانید! کدام اعتمادِ از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع میکنند. ۱۳۹۰/۰۵/۱۶

* در فتنه‌ی ۸۸، دو روز بعد از حوادث عاشورا، قضیه‌ی عظیم نهم دی به راه افتاد. همان وقت بعضی از ناظران خارجی که از نزدیک دیده بودند، در مطبوعات غربی نوشتند و ما دیدیم، که گفته بودند آنچه در نهم دی در ایران پیش آمد، جز در تشییع جنازه‌ی امام، چنین اجتماعی، چنین شوری دیده نشده بود. این را مردم کردند. حضور مردم اینجوری است. ۱۳۹۰/۰۷/۲۰

* یکی از خصوصیاتی که در حادثه‌ی ۹ دی هست، که باز آن را کاملاً به حوادث انقلاب نزدیک میکند، مسئله‌ی عاشوراست. یعنی در حوادث اول انقلاب هم محرّم پیش آمد و امام آن نکته‌ی عظیمِ عجیبِ تاریخی را بیان کردند: «ماهی که خون بر شمشیر پیروز است». ۱۳۹۰/۰۹/۲۱

* ۹ دی یک نمونه‌ای بود از همان خصوصیتی که در خود انقلاب وجود داشت؛ یعنی مردم احساس وظیفه‌ی دینی کردند و دنبال این وظیفه، عمل صالحِ خودشان را انجام دادند. عمل صالح این بود که توی خیابان بیایند، نشان بدهند، بگویند مردم ایران اینند. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱

* در قضایای سال ۸۸ که دشمن تصور می‌کرد طراحی ده‌ساله‌ی او بر ضد جمهوری اسلامی به نتیجه رسیده است، ملت ایران باقدرت در صحنه حاضر شد و بر دهان مخالفان و معارضان بین‌المللی زد؛ چه برسد به مزدوران داخلی آنها که در مقابل عظمت ملت ایران به حساب نمی‌آیند. ۱۳۹۱/۱۰/۲۷

* در مسئله‌ی انتخابات و غیر انتخابات، همه باید تسلیم رأی قانون باشند؛ در مقابل قانون تمکین کنند. آن حوادثی که در سال ۸۸ پیش آمد ــ که برای کشور ضرر داشت و ضایعه‌آفرین بود ــ همه از همین ناشی شد که کسانی نخواستند به قانون تمکین کنند؛ نخواستند به رأی مردم تمکین کنند. ۱۳۹۲/۰۱/۰۱

* دشمنان این ملت، روز نهم دی را فراموش کرده‌اند آن کسانی که فکر میکنند در این کشور یک اکثریتی خاموش و مخالف با نظام جمهوری اسلامیاند، یادشان رفته است که سی و چهار سال است که هر سال در بیست و دوم بهمن، در همه‌ی شهرهای این کشور، جمعیتهای عظیم به دفاع از نظام جمهوری اسلامی بیرون میآیند و «مرگ بر آمریکا» میگویند. ۱۳۹۲/۰۳/۱۴

وفات حضرت فاطمه معصومه تسلیت باد.

Image result for ‫تصاویر متحرک حدیث از معصومه‬‎

Image result for ‫تصاویر متحرک معصومه‬‎

سالروز تشکیل نهضت سوادآموزی گرامی باد.

Image result for ‫سالروز تشکیل نهضت سوادآموزی‬‎

ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارکباد.

Image result for ‫تصویر متحرک امام حسن عسکری‬‎

برگزاری کارگاه آموزشی ایمنی در برابر زلزله

کارگاه آموزشی ایمنی در برابر زلزله مورخ 96/10/5 به مناسبت روز ایمنی در برابر زلزله و کاهش اثرات بلایای طبیعی در سالن کنفرانس کتابخانه عمومی جمشید احمدی با حضور کتابدار کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور، مسئولین و کتابداران کتابخانه های عمومی شهرستان و باهمکاری سازمان هلال احمر و ارسال مربی کاردان و مجرب جناب آقای احمدرضا رمضانپور بامدیریت جناب آقای نصیری ریاست محترم جمعیت هلال احمر برگزار گردید که در پایان با اهدا بسته فرهنگی توسط رئیس اداره از ایشان تقدیر بعمل آمد.

 

cvy_photogrid_1513758503858.jpg

برگزاری پنجمین جلسه انجمن خیرین کتابخانه ساز شهرستان قائم شهر

پنجمین جلسه انجمن خیرین کتابخانه ساز شهرستان قائم شهر مورخ 96/10/5 با حضور مسئول کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور، مدیر عامل و اعضا هیات مدیره و امنا انجمن در سالن کنفرانس اداره کتابخانه های عمومی برگزار گردید و مصوبات خوبی را به همراه داشت. همچنین در راستای زمین اهدایی خیر نیکوکار جهت ساخت کتابخانه عمومی و تقسیم کار بین اعضا بحث و تبادل نظر انجام گردید.

 

vkxq_photogrid_1514276126798.jpg

روز ایمنی دربرابر زلزله

Image result for ‫روز ایمنی دربرابر زلزله‬‎

میلاد حضرت عیسی مسیح(ع) مبارک

Related image

برگزاری نهمین جلسه شورای اداری سال 1396

نهمین جلسه شورای اداری سال 1396 مورخ 96/10/3 با حضور کتابدار کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور، مسئولین و کتابداران و رئیس اداره در کتابخانه عمومی جمشید احمدی برگزار گردید. دستور کار جلسه توسط رابط فرهنگی قرائت و این جلسه 10 مصوبه به همراه داشت.

khrv_photogrid_1514110047504.jpg

برگزاری نهمین جلسه حلقه صالحین

نهمین جلسه حلقه صالحین مورخ 96/10/3 توسط مسئول حلقه صالحین سرکار خانم طباطبایی در کتابخانه عمومی جمشید احمدی با حضور کتابدار کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور، رئیس اداره، مسئولین و کتابداران برگزار گردید. در ابتدای جلسه مسئول حلقه بر اجرای برگزاری برنامه هایی با محوریت 9 دی در کتابخانه های عمومی تاکید نمودند. و کتاب کلام مهدی را برای حاضرین بمناسبت آغاز امامت حضرت مهدی (ع) معرفی و همکاران کتاب فوق را بصورت جمع خوانی قرائت نمودند.

 

f6li_photogrid_1514110203840.jpg

برگزاری آزمون تخصصی کتابداری میان کارکنان کتابخانه های عمومی شهرستان قائمشهر

شرکت کتابدار کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور در آزمونی که از کتاب فهرست نویسی، اصول و روش ها نوشته رحمت الله فتاحی مورخ 96/10/3 از کتابداران کتابخانه های عمومی شهرستان جهت اشراف و تسلط کامل بر مجموعه تخصصی کتابخانه توسط رئیس اداره کتابخانه های عمومی در کتابخانه عمومی جمشید احمدی به عمل آمد. همچنین طراح سوال سرکار خانم فریبا زمانی کتابدار کتابخانه عمومی شهیدان وطنی بودند که از ایشان تقدیر و تشکر می شود.

 

13k5_photogrid_1514110277545.jpg

طراحی و چاپ و نصب پوستر کتابخوان ماه دی 96 در کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه نور

طراحی و چاپ و نصب پوستر کتابخوان ماه دی 96  جهت بازدید اعضا و علاقمندان در کتابخانه عمومی مشارکتی گنجینه  نور

v6qf_img_20180106_172710.jpg